سند بالكسر،نام ولايتى است معروف،و نام آبى است كه نيلاب گويند،و نيز حرامزاده،و قافيۀ معيوب،منجيك گويد: مصراع اى سند چو استر،چه نشينى تو بر استر و انورى گويد: مصراع ز يك قافيه سند عيبى نباشد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص882) 
به كسر اول بر وزن هند نام ولايتى است از هندوستان و نام رودخانه عظيمى هم هست كه ما بين هندوستان و خراسان مىگذرد و حرامزاده را نيز گفتهاند و آن طفلى باشد كه از سر راه برمىدارند و به عربى لقيط مىگويند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص529) 
ولايتى است معروف و مشهور و در آن شهرهاى آباد مانند كنوج و لاهور و در ميان هند و سيستان و كرمان واقع است و هند و سند نام دو برادر از اولاد حام بن نوح بوده شيخ سعدى كفته چه هند و چه سند و چه برّ و چه بحر همه روستايند شيراز شهر صاحب هفت اقليم نوشته در آن ولايت صحرائى است و در آن صحرا خانه موسوم به بيت الذهب و تا چهار فرسخ بر كرد آن خانه برف نبارد و در ساير مواضع ببارد و اين صحرا بصحراى زردشت مشهور است و هنود و مجوس آنجا را احترام نمايند و ديكر بمعنى حرامزاده آمده چنانكه حكيم اسدى كفته شناسند يكسر همه هند و سند كه هستى تو در كوهر خويش سند و آن را سنداره و سندره نيز كويند 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص482) 
حرامزاده بود .(منجيك گفت: [بيت] اى سند چو استر چه نشينى تو بر استر چون خويشتنى را نكند مرد مسخر) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص79) 
- [بكسر سين] نام ولايتى مشهور. حكيم فردوسى گويد: بيت همه كابل و دنبر و ماى هند روان همچنين تا بدرياى سند و ديگر بمعنى حرامزاده باشد. مثالش استاد منجيك گويد: بيت اى سند چو استر چه نشينى تو بر استر چون خويشتنش را بكند مرد مسخر و در ادات الفضلاء نام آبيست بسرحد خراسان. و گويند نام آبهاى متعدد است بعضى در هند و بعضى در ما بين هند و بلاد دگر * . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص726) 
[اسم][فارسی]نام ملك پنجاب از ممالك هندوستان كه اكنون متعلق بدولت انگليس مىباشد و داراى 21000000 نفر جمعيت و پايتخت آن شهر لاهور.و رود هندوس را كه ما بين بلوچستان و هندوستان واقع است رود سند مىگويند.[مرور نمائيد]اندوس. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
[صفت][فارسی]حرامزاده.و لقيط و شرير.و طفلى كه از سر راه برداشته باشند. و كسى كه پدر و مادر وى معين نباشد.و باصطلاح عروض:قافيۀ معيوب و سناد. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
[اسم][عربی]ملك سند و پنجاب. و [جمع]سندى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص1944) 
(اسم) حرامزاده. طفلى كه از سر راه برمىدارند. لقيط. كوىيافت. حرامزاده. بچهاى كه از راه پيدا كرده باشند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1715) 
حرامزاده را خوانند.منجيك گفت: اى سندِ چو استر چه نشينى تو بر استر#چون خويشتنى را نكند مرد مسخّر. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص41) 
حرامزاده بود كه از كوى بردارند. منجيك گويد : اى سند چو استر چه نشينى تو بر استر#چون خويشتنى را نكند مرد مسخر اسدى طوسى نيز گفته است : شناسند يكسر همه هندو سند#كه هستى تو در گوهر خويش سند ديگر همو گويد: وراكس ندانست از بوم هند#كه او پاك زاد است يا هست سند 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص93) 
تخم سند تخم حرام. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1715) 