فلج [اسم][فارسی]قفل و كليدان.و زنجيرى كه در را بدان بندند. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
[اسم][عربی]نقصان.و زيان و ضرر و خسارت.و فتح و فيروزى.و رستگارى. [جمع]فلوج. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
[مصدر][عربی]فلج الطعام فلجا و فلوجا(از باب ضرب و نصر):تقسيم كرد طعام را بفلج كه نام كيله ايست. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
[اسم][عربی]پيروزى و رستگارى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج4 , ص2583) 
(اسم) زنجير در. كليدان در. غلق. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2133) 
الفَلْجُ بالفتح و جيم تازى در آخر،حلقۀ در،و قفل،و بدينمعنى فلجم نيز گفتهاند، شاعر گويد: بيت در بفلج اندر بكردم استوار در كليدان اندرون هستم مدنگ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1052) 
به فتح اول و سكون ثانى و جيم زنجير و كليدان در را گويند و آن را به عربى غلق خوانند و در عربى علتى باشد كه بعضى از اجزاى بدن سست شود و از كار باز مانند و فالج همان است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص669) 
غلق در باشد يعنى كليدان .على قرط اندكانى گفت: بيت در بفلج اندر بكردم استوار وز كليدانه فروهشتم مدنگ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص54) 
بالفتح و جيم تازى در آخر حلقه در و قفل و بدين معنى فلجم نيز آمده شاعر كفته در بفلج آخر بكردم استوار در كليدان اندرون هشتم مدنك 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص554) 
- [بفتح فاء و سكون لام] قفل و غلق در باشد شاعر گويد: بيت در بفلج اندر بكردم استوار در كليدان اندرون هشتم مدنگ [3] 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص953) 
غلق باشد-على قرط اندگانى گويد: در بفلجم كرده بودم استوار#وز كليدان در فروهشته مدنگ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص19) 
كليدان در باشد.على قرط اندگانى گويد: در بفلجى كرده بودم استوار#وز كليدانه فروهشته مدنگ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص126) 