bookmark

معنی پشنگ

پشنگ [ pacang ] [ peceng ]

[اسم‏][فارسی‏]جفا و ستم و جور.و محنت.و ميلى آهنين و دراز و سر تيز كه بناها بدان ديوار سوراخ كنند.و زنبير كه بدان خشت و گل و خاك كشند.و [اسم خاص‏]پدر افراسياب و پسر او.و مبارزى ايرانى.و پدر منوچهر شاه. ¦¦
[اسم‏][فارسی‏] ترشح آب و جز آن.
(
فرهنگ نفیسی
, ص739)
sourceLink

آلت گليگران بود يعنى بيرم. بو حنيفك اسكاف گفت: با دوات و قلم و شعر چه كارست ترا#خيز و بردار تش و دستره و بيل و پشنگ.
(
لغت فرس
, ص111)
sourceLink

سوراخ‌كن كه نجاران ديوار را بدو سوراخ كنند.بو حنيفه گفته است: با دوات و قلم و شعر چه كارست ترا #خيزو بردارتش و دستره و بيل و پشنگ
(
فرهنگ قواس
, ص115)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.