غريد بفتح غين،دخترى كه چون بشوهر دهند دوشيزه نباشد،و بشرط دوشيزگى نكاح كرده باشند،سوزنى گويد: بيت نرم نرمك چو عروسى كه غريد آمده بود باز آنسوى بريدش كه ازين سو باز آى و در فرهنگ در شعر سوزنى غرود خوانده. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1003) 
به ضم اول بر وزن دريد دخترى را گويند كه به شرط دوشيزگى به شوهر دهند و نباشد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص632) 
با اول مفتوح و ثانى مكسور و ياى معروف زنى كه بشرط دوشيزكى عروس كنند و چنان نباشد ابو العبّاس كفته نرم نرمك چو عروسى كه غريد آمده بود باز آنسوى برندش كه از اين سو بازاى شمس فخرى كفته دختر افكار من در مدح شاه هست عذرا نيست بىشبهت غريد و در فرهنك غرود خوانده و برهان بر وزن فرقد آورده خطاست 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص530) 
- [بوزن دريد] يعنى دخترى كه چون بشوهر دهند ظاهر شود كه دختر نيست. مثالش شمس فخرى گويد: بيت دختر ابكار من در مدح شاه هست عذرا نيست بىشبهت غريد تا ببيند يك نظر رخسارشان روح قدسى جان ببر كند آوريد و در ادات الفضلاء غربد آمده - بباى موحده -. و ابو العباس نيز گويد: [بيت] نرم نرمك چو عروسى كه غريد آمده بود باز ز آن سوى برندش كه ازين سو باز آى و در فرهنگ غرود نيز آمده. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص924) 
- [بضم غين و كسر راى مهملۀ مشدد] يعنى سباع و غيرهم را آواز با مهابت در گلو پيچيد مثالش دقيقى گويد: بيت چو بشنيد آن گفتگو پهلوان بغريد مانند شير ژيان 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص925) 
(صفت) دخترى كه به شرط دوشيزگى به شوهر دهند و نباشد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2053) 
[اسم][فارسی]دخترى كه بشرط دوشيزگى شوهر دهند و دوشيزه نباشد و غربد و غرود. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
[صفت][عربی]طائر غريد: مرغى كه صداى خود را بلند كند و آواز خوش خواند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص2466) 
زنى كه دوشيزه عروس كنند و نباشد. ابو العباس گفته است: نرم نرمك چو عروسى كه غريد آمده بود#باز آن سوى برندش كه ازين سو بازآى 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص100) 