bookmark

معنی بالار

بالار

بر وزن تالار شاه تير را گويند و آن چوب بزرگ است كه هر دو سر آن بر بالاى ديوار عمارت باشد و سر چوبهاى ديگر را بر بالاى آن گذارند و بعضى ستون را گفته‌اند و بعضى چوبهائى را گفته‌اند كه بر بالاى شاه تير گذارند و تخته و پوشش ديگر را بر بالاى آن بگسترانند و شخصى را نيز گويند كه اسير محبت مادر و موقوف به رضاى مادر باشد.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص120)
sourceLink

- [بوزن ناچار] فرسب يعنى چوبى كه بآن بام خانه را پوشند و آن را فلوره نيز گويند. مثالش شمس فخرى گويد: بيت زمين و خانه و باغ از زبر جدست و عقيق عجب مدار كه هست از ز مردش بالار
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص135)
sourceLink

فرسپ باشد يعنى چوبى كه سقف خانه بآن پوشند(ابو العباس گفت:[بيت] نتوانم اين دليرى من كردن زيرا كه خم بگيرد بالارم
(
صحاح الفرس
, ص100)
sourceLink

بوزن تالار شاه‌تير بزرك كه دو سر آن را بر سر دو ديوار عمارت نهند و چوبهاى ديكر را بر روى آن كذارند و آن را باكر نيز كفته‌اند و بالال نيز ديده شده
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص147)
sourceLink

(اسم) شاهتير. چوب بزرگى كه هر دو سر آن بر بالاى ديوار ساختمان باشد و سر چوبهاى ديگر را بر بالاى آن گذارند. شاهتير بزرگ. حمال. ¦¦تيرهاى سقف عمارت اعم از شهتير و غير آن. فرزندى كه مطيع مادر خود باشد.
(
لغت نامه دهخدا
, ص344)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]شاه تير و حمال عمارت.و فرزندى كه مطيع مادر خود بود.
(
فرهنگ نفیسی
, ص520)
sourceLink

ستون را گويند.سوزنى گويد : كير اندازم بكونت خيز بالا راست كن#كير كون خواهى بر تو دست در بالار زن
(
فرهنگ قواس
, ص117)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.