نوش آذر با ذال نقطهدار به معنى آذرنوش است كه نام آتشكدۀ دويم باشد از جملۀ هفت آتشكدۀ فارسيان و نام پهلوانى هم بوده است و در مؤيد الفضلا به معنى اول به جاى حرف اول تاى قرشت آمده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص916) 
آتشكدۀ دوم از جملۀ هفت آتشكده كه مغانرا بود،و آذرنوش نيز خوانند و نام پهلوانيست. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1426) 
با اوّل مضموم و ذال منقوط مفتوح نام آتشكده دويّم است از هفت آتشكده كه پارسيان باستان را در ايران بوده و آن را آذرنوش نيز كفتهاند و عثمان مختارى كفته كنون از سردىّ و ترّى هواى كان نوشآذر سمندر برخلاف طبع ماهى زايد از مادر حكيم فردوسى كفته از آنجا بنوش آذر اندر شدند رد و هيربدرا همه سر زدند ز خونشان بنوش آذر آذر بمرد چنين بدكنش خوار نتوان شمرد ديكر نام پهلوانى بوده حكيم فردوسى كفته چو بشنيد نوش آذر از پهلوان برآمد بر آن بارۀ دزد وان 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص721) 
- آتشكدهاى باشد مغان را. مثالش حكيم فردوسى فرمايد: بيت بدادار زردشت و دين بهى به نوشآذر و آذر فرهى و آن را آذرنوش نيز گويند و نيز نام پهلوانى باشد [6]. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1409) 
[اسم][فارسی] واو مجهول-نام پهلوانى.و نام آتشكدۀ دويم از هفت آتشكدۀ ايرانيان. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج5 , ص3782) 
آتشكدۀ مغان. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص132) 