bookmark

معنی شيون

شيون

نوحه.
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص970)
sourceLink

با ثانى مجهول بر وزن بى‌جن ناله و افغانى را گويند كه در هنگام محنت و مصيبت كنند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص598)
sourceLink

نوحه و نفير باشد.
(
صحاح الفرس
, ص247)
sourceLink

- ناله و افغانى كه در مصيبت و ماتم كنند. مثالش شاعر گويد: بيت در ماتم تو دهر بسى شيون كرد لاله همه خون ديده در دامن كرد گل جيب قباى ارغوانى بدريد قمرى نمد سياه در گردن كرد
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص881)
sourceLink

معروفست نظامى كفته تو مادرمرده را شيون مياموز
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص527)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]زارى و ناله و افغان و فرياد كه در مصيبت و محنت برآرند. و سنان و نيزه
(
فرهنگ نفیسی
, ج3 , ص2116)
sourceLink

(اسم) نوحه و ناله و ماتم. زارى. ناله و افغان و فرياد كه در مصيبت و محنت برآرند. گريۀ جمعى به آواز بلند بر مصيبتى.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1877)
sourceLink

ماتم را گويند.تاج دبير گويد : از فصل گل چو موسم سوريست باغ را#قمرى نگر كه شيوۀ او باز شيونست
(
فرهنگ قواس
, ص101)
sourceLink

ضرب المثل شيون

صد تا گنجشك نيم من است،با زاق و زيق و شيونش. صد تا گنجشك با زاق و زيقش نيم من است

صد نفر آدم بيكاره را با هم جمع كنند،محصول كار آنها مساوى با يك مرد كارى نيست.همانند: چو يك مرد جنگى چو يك دشت مرد.گاو بكش،گنجشك هزارش يك من است.
(
فرهنگ عوام
, ص391)
sourceLink

چرخ به جد اندرون و ما همه هازل - ما زده بر سور و او نهفتۀ شيون.

حضرت اديب چرخ كسى را چنبر كردن. با ابرام و اصرار بأمرى، كسيرا بأقصى الغايه تعب و رنج دادن
(
امثال و حکم
, ج2 , ص611)
sourceLink

چه نيكو گفت با جمشيد دستور كه با نادان نه شيون باد نه سور.

ويس و رامين. رجوع به: آدم گدا نه...، شود.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص683)
sourceLink

مرديت بيازماى و آنگه زن كن دختر منشان به خانه و شيون كن

(
فرهنگ عوام
, ص562)
sourceLink

تن بی وفا مرد چون دوك باد - همه سور او شيون و سوگ باد

حضرت اديب.
(
امثال و حکم
, ص552)
sourceLink

مرگ يكبار شيون يكبار(يا)مرگ يك‌دفعه شيون يك‌دفعه

مصيبت غيرقابل اجتناب هرچه زودتر بهتر.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص695)
sourceLink

اين مرده باين نار و شيونش نميارزد

كسيكه براى او اظهار تا ثريا دل سوزى و غمخوارى ميشود ارزش و شايستگى اين عمل را ندارد.همانند:اين اين قبرى كه سرش گريه ميكنى مرده توش نيست.
(
فرهنگ عوام
, ص76)
sourceLink

شين‌وشيون كردن(يا)شيون‌وشين كردن

سخت گريه‌وزارى كردن.همانند شاروشيون كردن.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص519)
sourceLink

اين مرده به آن شيون نمى‌ارزد

اين‌كس درخورد اين تكريم يا اين تأثر نيست.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص105)
sourceLink

تو مادر مرده را شيون مياموز

(مرا بگذار تا گويم بدين روز...)نظامى
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص249)
sourceLink

نظامى.
(
امثال و حکم
, ص566)
sourceLink

با نادان نه شيون باد نه سور

(چه نيكو گفت با جمشيد دستور كه...) ويس و رامين. رجوع به: آدم گدا نه...، شود.
(
امثال و حکم
, ص370)
sourceLink

اين مرده به اين شيون نيرزد

اين كس درخور اين تعظيم و تكريم يا افسوس و دريغ نيست. تمثل: ز بهر دنيا چندان عناكرى نكند كه مى نيرزد اين مرده خود بدين شيون. جمال الدين عبد الرزاق.
(
امثال و حکم
, ص337)
sourceLink

آخر هر سور جهان شيون است

(در فرحش زانده ترس و بدان ك‍...) ناصر خسرو.
(
امثال و حکم
, ص20)
sourceLink

مادر مرده را شيون مياموز

همانند: ماتم زده را بنوحه‌گر حاجت نيست؛درسش روانش است.
(
فرهنگ عوام
, ص519)
sourceLink

شارش يكدفعه شيونش يكدفعه

كار را تمام كردن،تكليف را روشن كردن.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص501)
sourceLink

شيون از دور، سور نمايد

همانند و بمعنى:آواز دهل شنيدن از دور خوش است.
(
فرهنگ عوام
, ص389)
sourceLink

مردن يكبار،شيون يكبار

كارى كه بناست بشود،يا زبان يا مصيبتى كه بايد پيش بيايد،هرچه زودتر بيايد بهتر همانند:مرگ يكبار،شيون يكبار.
(
فرهنگ عوام
, ص561)
sourceLink

مرگ يكبار، شيون يكبار

همانند و بمعنى:مردن يكبار،شيون يكبار.
(
فرهنگ عوام
, ص565)
sourceLink

از دور شيون سور نمايد

نظير: چون شعله بخرمنى دهد نور بيگانه نظاره بيندش سور. امير خسرو. گمانها همه راست مشمر ز دور كه بس ماند از دور شيون بسور. اسدى. نه سور است ارچه همچون سور از دور پر از بانك و هلالو لشت شيون. ناصر خسرو. گوئى كه بسور اندرم و ليكن از دور نمايدت سور ماتم. ناصر خسرو. ز راه شخص ماننده است نادان مرد با دانا چنان كز دور جمع سور ماننده است با ماتم. ناصر خسرو.
(
امثال و حکم
, ص130)
sourceLink

شين‌وشيون راه انداختن

سخت گريه و زارى كردن.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص519)
sourceLink

شيون قبل از مرگ

كار بى‌مورد و بى‌موقع.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص836)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.