bookmark

معنی مخيده

مخيده

- [بضم ميم و كسر خاى معجمه و سكون ياء و فتح دال مهمله] فرزند عاق بيفرمان باشد و نيز خزنده و جنبنده. و - بر وزن مكيده - فرزند عاق باشد و بى‌فرمان اما صاحب تحفه مخنده - بر وزن رونده - را بمعنى خزنده و جنبنده كه در جامه افتد آورده و بمعنى چسبنده نيز آمده و اين معنى اصحست [6].
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1367)
sourceLink

(صفت مفعولی) به رفتارآمده. ¦¦چسبيده. ¦¦طفل عاق و نافرمان پدر و مادر و خويشان.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2640)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]هر جانور خزنده مانند مار و ديگر حشرات.و طفل عاق و نافرمان پدر و مادر و خويشان.
(
فرهنگ نفیسی
, ج5 , ص3210)
sourceLink

فرزند عاق و بى‌فرمان بود.بو شكور گويد : مر او را يكى بد مخيده پسر#ز بهر پسر بر جهان كينه‌ور
(
فرهنگ قواس
, ص99)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.