bookmark

معنی ژكور

ژكور

بالفتح و كاف مظموم،بخيل،سنايى گويد: بيت اگر زر نگيرم نه زاهد خسيسم و گرمى ننوشم نه تايب ژ كورم
(
فرهنگ رشیدی
, ص789)
sourceLink

به فتح اول بر وزن صبور به معنى بخيل و خسيس و سفله و پيچيده و گرفته باشد و دزد و قطاع الطريق را نيز گويند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص476)
sourceLink

بخيل و دزد باشد.رودكى گفت : [بيت] چرخ فلك هرگز پيدا نكرد چون تو يكى سفله و دون و ژكور خواجه ابو القاسم از ننگ تو بر نكند سر بقيامت ز گور
(
صحاح الفرس
, ص106)
sourceLink

- [بفتح زا و ضم كاف] همان زكور كه در زاى تازى گذشت . مثالش استاد رودكى گويد : [بيت] چرخ فلك هرگز پيدا نكرد چون تو يكى سفلۀ دون ژكور
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص702)
sourceLink

(صفت) زُفت. بخيل. دون. سفله. دونهمت. ممسك. فرومايه. پست. خسيس. ¦¦دزد. راهزن. قطاعالطريق. ¦¦پيچيده. ¦¦گرفته.
(
لغت نامه دهخدا
, ص1613)
sourceLink

[صفت‏][فارسی‏]بخيل و خسيس و سفله.و دزد راهزن.
(
فرهنگ نفیسی
, ج3 , ص1808)
sourceLink

زفت باشد.رودكى گفته است: چرخ فلك هرگز پيدا نكرد#چون تو يكى سفله و دون و ژكور
(
فرهنگ قواس
, ص95)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.