فرزانه با زاى نقطهدار بر وزن پروانه به معنى حكيم و دانشمند و عالم و عاقل باشد و نزد محققين آن كه مجرد و مطلق العنان باشد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص654) 
داناى منسوب بفرزان و هاء براى نسبت است و بمعنى حكيم آلهى مشهور است و مقابل آن ديوانه است 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص543) 
- حكيم و فيلسوف و دانا باشد. مثالش شيخ سعدى گويد: شعر جوانى خردمند و فرزانه بود كه در وعظ چالاك و مردانه بود 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص998) 
حكيم و فيلسوف باشد.كسائى گفت: [بيت] نباشد ميل فرزانه بفرزند و بزن هرگز ببرد نسل اين هر دو نبرد نسل فرزانه 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص284) 
[اسم][فارسی]حكيم و دانشمند و دانا و عالم.و عاقل و زيرك و فاضل و با فراست.و شريف و پاك نژاد و محترم.و سعادتمند.و مبارك و خجسته.[جمع]فرزانگان. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص2539) 
(صفت) حكيم. دانشمند. عاقل. بخرد. فرزان. فيلسوف. مقابل ديوانه. ¦¦شريف. پاكنژاد. محترم. ¦¦سعادتمند. ¦¦مبارك. خجسته. ¦¦بافراست. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2103) 
حكيم باشد؛فرزان :حكمت.مثال نباشد ميل فرزانه بفرزند و بزن هرگز#ببرّد نسل اين هر دو نه برّد نسل فرزانه 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص91) 
فرزانه رايى (صفت مرکب) نيكانديشى. بخردى. فرزانگى. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2103) 
فرزانه مرد (صفت مرکب) مرد بخرد. مقابل فرزانه زن. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2103) 
فرزانه خوى (صفت مرکب) كنايه است از پسنديدهخوى به اعتبار زيركى و فطانت. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2103) 
فرزانه راى (صفت مرکب) آنكه راى و انديشۀ حكيمانه دارد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2103) 
فرزانه هوش (صفت مرکب) بخرد. باهوش. فرزانهراى. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2103) 
فرزانه زن (صفت مرکب) زن بخرد و عاقل. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2103) 