bookmark

معنی فرخچ

فرخچ

بفتحتين و جيم فارسى در آخر كفل اسب مرادف فرخش،ابن عماد گويد: بيت دمش بد بمانند گاو كشاورز فرخچش چو پيلى و گردن فرس سان و بمعنى رشوت نيز آمده،لبيبى گويد: بيت بدهم بهر يك نگاه رخش گر پذيرد دل مرا بفرخچ و بمعنى زشت نيز آمده،مرادف و رخچ،مسعود گويد: بيت در زاويۀ فرخچ و تاريكم با پيرهن سطبر و خلقانم و اين معنى در لغت پر خچ و پرخش نيز گذشت.
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1028)
sourceLink

به فتح اول و ثانى و سكون ثالث و جيم فارسى كفل اسب و ديگر حيوانات را گويند و به معنى زشت و نازيبا هم گفته‌اند و به معنى رشوت و پاره نيز آمده است و با جيم هم درست است.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص652)
sourceLink

- [به راى مهمله و خاء. بوزن درخت] [2] در نسخۀ ميرزا بمعنى كفل اسب و رشوت آمده. بمعنى رشوت استاد لبيبى گويد: بيت بدهم بهر يك نگاه رخش گر پذيرد دل مرا بفرخچ اما در ادات الفضلاء بمعنى زشت و كفل اسب آمده. بمعنى زشت مسعود سعد گويد: بيت در زاويۀ فرخچ و تاريكم با پيرهن سطبر و خلقانم بمعنى كفل اسب در صفت براق ابن عماد گويد: بيت دمش بد بمانند گاو كشاورز فرخچش چو پيلى و گردن فرس‌سان
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص954)
sourceLink

"بفتح فاء و راء و سكون خاء و چيم،زشت و پليد باشد .لبيبى گفت: بيت اى بلفرخچ ساده هميدون[همه] فرخچ نامت فرخچ كنيت ملعون بلفرخچ"
(
صحاح الفرس
, ص58)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]كفل اسب و ديگر ستور.و رشوه و پاره. ¦¦
[صفت‏][فارسی‏]زشت و نا زيبا.و پليد و ناپاك.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2537)
sourceLink

(اسم) ←فرخج.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2101)
sourceLink

همچون فژه زشت بود. لبيبى گويد : اى بو الفرخچ كه شاه هميدون همه فرخچ#نامت فرخچ و كنيت ملعونت بو الفرخچ
(
فرهنگ قواس
, ص105)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.