سراسيمه يعنى آشفته. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص845) 
به معنى شوريده سر باشد چه آسيمه به معنى شوريده آمده است و به معنى مضطرب و حيران هم گفتهاند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص501) 
يعنى آشفته سرو در الف كذشته 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص465) 
- يعنى متحير و مدهوش مثالش خسروى گويد: بيت دلم در خيالت سراسيمه شد به تيغ فراقت بدو نيمه شد 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص816) 
بمعنى آسيمه است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص280) 
(صفت مرکب ، قید مرکب) ← سرآسيمه. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1667) 
[صفت][فارسی]شوريده سر و ديوانه و مضطرب و حيران و سرگردان و آشفته و سرگشته و پريشان و متردد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص1870) 
هم شيفته را گويند.فردوسى گفته است: گلهدار چون بانگ اسبان شنيد#سراسيمه از خواب سر بركشيد 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص91) 