bookmark

معنای خرند

خرند

بفتحتين و سكون نون،گياهى است مثل اشنان كه بآن رخت شويند، فخرى گويد: بيت هر كجا تيغ تو بود قصار نبود حاجت شخار و خرند
(
فرهنگ رشیدی
, ص587)
sourceLink

بر وزن كمند گياهى باشد مانند اشنان كه بدان هم رخت شويند و هم از آن اشخار و قليا سازند و به اين معنى به جاى حرف دويم زاى نقطه‌دار هم آمده است و خشتكارى اطراف باغچه و كنار صفه و ايوان را نيز گويند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص335)
sourceLink

- [بوزن پرند] گياهى است مثل اشنان و بآن رخت شويند. مثالش شمس فخرى گويد: بيت هر كجا تيغ تو بود قصار نبود حاجت شخار و خرند و يكى از استادان نيز گويد : بيت تذر و تا همى اندر خرند خايه كند گوزن تا همى از شير پر كند پستان
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص425)
sourceLink

بفتحتين و سكون نون كياهى باشد مثل اشنان كه بدان رخت شويند فخرى كفته هركجا تيغ تو بود قصّار نبود حاجت شخار و خرند و خشت‌كارى اطراف باغچه و صفه را نيز كويند
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص342)
sourceLink

گياهى باشد كه باشنان ماند در خراسان آن را شخار گويند و قليا از آن سازند و گازران و رنگريزان بكار دارند .ابو شكور گفت: بيت تذرو تا همى اندر خرند خايه نهد گوزن تا همى از شير پر كند پستان
(
صحاح الفرس
, ص77)
sourceLink

[اسم‏] [فارسی‏] گياهى مانند اشنان كه هم بدان رخت شويند و هم اشخار و قليا از آن سازند. و خشتكارى اطراف باغچه. و كنار صفه و ايوان.
(
فرهنگ نفیسی
, ج2 , ص1353)
sourceLink

(اسم) گياهى مانند اشنان كه با آن هم رخت شويند و هم از آن اشخار و قليا سازند. گياهى است شبيه اشنان. شخار. ¦¦خشتكارى اطراف باغچه و كنار صفه و ايوان.
(
لغت نامه دهخدا
, ص1122)
sourceLink

گياهى است كه اشنان را ماند چون رسته باشد و شخار را كه رنگرزان بكار دارند و اندر كوهستان او را قليه خوانند در خراسان شخار از اين خرند گيرند،و در ولايت بلخ او را خرند و خلخان گويند.بو شكور گفت: تذر و تا همى اندر خرند خايه نهد#گوزن تا همى از شير پر كند پستان.
(
لغت فرس
, ص38)
sourceLink

گياهيست مانند اشنان.بوشكور گويد : تذ رو تا همى اندر خرند خايه نهد #گوزن تا همى از شير پر كند پستان
(
فرهنگ قواس
, ص130)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.