تيو بالكسر و ياى مجهول،تاب و طاقت،و اين امالۀ تاواست،اسدى گويد: بيت فتادند بر خاك بىهوش و تيو همى داشتند از غم دل غريو 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص468) 
با ثانى مجهول بر وزن ديو تاب و طاقت و توانائى باشد و به معنى يعنى هم آمده است كه به عربى أى گويند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص261) 
- [بوزن ديو] طاقت و توانايى باشد. مثالش شمس فخرى گويد: شعر كرا با او بگاه رزم و پيكار مجال و زهره و يارا و تيوست و در تحفه تاو و تيو هر دو بمعنى طاقت باشد و حكيم اسدى نيز گويد: شعر فتادند بر خاك ببهوش و تيو همى داشتند از غم دل غريو 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص324) 
طاقت و توان باشد.عنصرى گفت: بيت بدلشان نبد ز آتش مهر تيو بيك ره برآمد ز هر دو غريو 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص294) 
با ياء مجهول بر وزن ديو بمعنى طاقت و توانائى كه تاب باشد و بمعنى يعنى هم آمده است كه بعربى اى كويند حكيم اسدى كفته فتادند بر خاك بيهوش و تيو همى داشتند از غم دل غريو نگه كرد از دور سالار نيو كريزان و تازان و بيهوش و تيو 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص290) 
(اسم) تاو. تاب. طاقت. توانايى. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص824) 
[اسم] [فارسی] تاب و طاقت و توانائى. و بهادر و جنگجو. و دانا و عاقل و خردمند. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
[فارسی] كلمۀ تفسير بمعنى يعنى. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1024) 
طاقت. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص96) 