بادغر بر وزن كاشغر به معنى بادغد است كه خانه تابستانى و بادگير باشد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص114) 
بر وزن كاشمر و بادغر و بر وزن لاجورد بادكير و خانۀ تابستانى و كذركاه باد و باغس و بادغن بهمان معانى است 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص140) 
- [بدال مهمله و غين معجمه. بوزن كاشغر] بادگير باشد. مثالش شاعر گويد: شعر از آتش حرص و حسد اى خاكسار آبكش بر باد دادى خويش را پيوسته همچون بادغر و آن را بادغد نيز گويند و گذشت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص135) 
(بمعنى«بادغرد»بود اعنى خانۀ تابستان كه در آن باد خنك وزد. خسروى گفت:[بيت] كه هر گه كه تيره بگردد جهان بسوزد چو دوزخ شود بادغر) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص100) 
(اسم مرکب) بادغد. بادگير. جايى است كه در آن باد بوزد. ¦¦خانۀ تابستانى كه دريچههاى بسيار دارد تا باد در آن بوزد. بادغرد. گذرگاه باد. بادغس. بادغن. ¦¦خانۀ تابستانى كه در آن باد خنك وزد. بادرس. بادغرا. بادغند. ¦¦خانۀ بادگيردار. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص307) 
جائى باشد كه درو باد جهد. خسروى گفته است: بهر گه كه تيره شود روى روز#بسوزد چو دوزخ شود بادغر 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص123) 
بادغد ( bād-qad )و بادغر 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص502) 
بادغر و بادغرد بغين مفتوح،بادگير،و خانهاى كه از همه طرف باد بآن وزد، ابو شكور: مصراع بسا جاى كاشانه و باد غرد و سامانى گويد: لغتيست در باد گرد،بكاف عجمى،يعنى بادگير،و آن مركبست از باد معروف و غرد كه لغتيست كه بعضى عجمان در گرد،بكاف عجمى،خوانند،و گرد در لغت عجم مشتركست ميان فعل ماضى و اسم مفعول و مصدر،و معنى تركيبى بادغرد،بادگر جاعل بادست،و چون مهب بادست بمجاز توان گفت كه باد گرست. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص197) 
بادغذ و بادغر - [هر دو بسكون دال مهمله و فتح غين معجمه ] و بادرس - [بسكون دال و فتح راء] هر سۀ جائيست كه از همه طرف باد بآنجا رسد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص130) 