bookmark

معنای اسكدار

اسكدار

(صفت فاعلی مرکب ، اسم مرکب) پيك سوار. پيك مخصوصى كه براى سريعتر رسيدن در هر منزلى اسب عوض مىكرد. ¦¦ خريطه و كيسه كه در او مكتوبات گذارند. نامهدان.
(
لغت نامه دهخدا
, ص149)
sourceLink

اسكدار [ oskodār ] [ eskodār ]

بسكون كاف يعنى نامه بركه بجهة او در هر منزل الاغ مهيا باشد تا بسرعت رود،عنصرى گويد: مصراع فرستد بدو آفتاب اسكدار
(
فرهنگ رشیدی
, ص120)
sourceLink

- [بفتح همزه و ضم كاف با دال مهمله] قاصدى كه در هر منزلى بجهت او اسبان آسوده باز دارند كه او بسرعت رود و آن را يام نيز گويند. مثالش حكيم عنصرى گويد: شعر تو گويى ز اسرار ايشان همى فرستد بدو آفتاب اسكدار اما در سامى فى الاسامى مسطورست كه «اسكدار خريطة الفيج يضع فيه الكتب»، يعنى اسكدار كيسۀ پيك است كه در آن مكتوبات گذارد و اين معنى نيز ببيت مذكور مناسبت دارد.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص37)
sourceLink

آن بود كه پيكان آسوده بر راه در مواضع معين بنشانند جهت رسانيدن نامه و اعلام و اخبار و احوال و هر پيكى را مقرر باشد كه چه مقدار مى‌بايد رفت. چون هر يك بديگرى رسد نامه بدو دهد و(آن)ديگرى بديگرى (برين ترتيب تا زودتر نامه برسد و باشد كه)در هر منزلى جهت اين مصلحت اسب و زاد نيز داشته باشند و(در اصفهان و عراق و اكثر بلاد) عجم آن را«اورام »گويند .(عنصرى گفت: [بيت] تو گويى ز اسرار ايشان همى فرستد بدو آفتاب اسكدار )
(
صحاح الفرس
, ص98)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]قاصد و بريد و پست و چاپار خواه سواره باشد يا پياده.و كيسه و خريطه‌اى كه قاصد و پست در آن مكتوبات خود را مى‌گذارد. و [اسم خاص‏]نام پادشاهى.
(
فرهنگ نفیسی
, ص248)
sourceLink

الاغ باشد كه توشه و اسب بجهت او مهيا دارند.عنصرى گفته است: تو گوئى ز اسرار ايشان همى#فرستد بدو آفتاب اسكدار
(
فرهنگ قواس
, ص113)
sourceLink

اسك و اسكدار

بسكون كاف نامه‌بر كه براى او در هر منزل اولاغ مهيّا باشد تا زود بمقصد رسد و اسك بمعنى الاغ است و اين لغت در اشعار شعرا هست چنانكه عنصرى كفته ع فرستد باو آفتاب اسكدار منوچهرى كفته شعر بر عزم جنبش اين نيت من كه كرده‌ام نزد شهنشه ملكان بر باسكدار و اين لغت در بلاد اسلامبول معمول و شايع است و نام محلّۀ معروف است و ظن فقير آنست كه در اصل تركى بوده و چون اسك بمعنى الاغ است اسكدار بمعنى الاغ‌دار و اسك را اشك كرده‌اند سين بشين تبديل يافته است و در اصطلاح مغل الاغ دادن و الاغ كرفتن براى چاپارى متداول است
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص100)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.