وَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ غِلْمٰانٌ لَهُمْ كَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَكْنُونٌ (آیه 24/سوره الطور) 
اَلْغُلاَمُ: الابن الصغير، و تصغيره غُلَيْم، و يجمع في القلة على غِلْمَة بالكسر. و في الكثرة على غِلْمَان . قال في المصباح: و يطلق اَلْغُلاَم على الرجل الكبير مجازا، باسم ما كان عليه كما يقال للصغير شيخا مجازا باسم ما يئول إليه. و عن الأزهري: و سمعت العرب يقولون للمولود حين يولد ذكرا: غُلاَم و سمعتهم يقولون للكهل: غُلاَم، و هو فاش في كلامهم. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج6 , ص127) 
مراد از غلمان خدمتكاران بهشتى است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج5 , ص120) 
غلمان جمع غلام است. غلام: جوانيكه تازه سبيلش روئيده. در مفردات و قاموس و اقرب گفته: «اَلْغُلاَمُ: اَلطَّارِدُ اَلشَّارب» يعنى موى پشت لب بالايش روئيده در مجمع آنرا جوان فرموده است در قاموس و اقرب معنى آنرا پير نيز گفتهاند كه در اينصورت از اضداد است و نيز با «او» ترديد گفتهاند: غلام از حين ولادت است تا جوانى. ناگفته نماند: نگارنده معنى اول را كه «جوان» باشد بهتر ميدانم بقرينۀ اينكه غلم و اغتلام چنانكه اهل لغت گفتهاند بمعنى هيجان شهوت نكاح است در مجمع فرموده: غلمة و اغتلام شدت طلب نكاح است و جوان را از آن غلام گفتهاند كه او در حال طلب نكاح است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج5 , ص119) 