فَسُقَ عن به بيراهه رفتن،گمراه شدن(از...)؛هرزگى كردن،عياشى كردن،فسق و فجور كردن،گناه كردن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص507) 
فَسُقَ بـ زنا كردن(با كسى). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص507) 
فَسُقَ مرادف(فَسَقَ) است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص664) 
أَي فَجَر 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص317) 
فسَق يَفْسِقُ و يَفْسُقُ فِسْقاً و فُسوقاً و فَسُقَ ; الضم عن اللحياني،أَي فَجَر، قال: رواه عنه الأَحمر، قال: و لم يعرف الكسائي الضم 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج10 , ص308) 
خرج عن طريق الحق و الصواب ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
فجر 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص583) 
از راه راست منحرف شدن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص507) 
فَسَق يَفْسِق و يَفْسُق فِسْقا ،و فُسوقا ،و فَسُق ،بالضم،عن اللِّحيانى،قال:رواه عنه الأحمر،قال:و لم يعرف الكسائىُّ الضم. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج6 , ص242) 