تَمَنَّعَ تردَّد في الاستِجابة،لم يقبَل إلاَّ بعد الطَّلَب بإِلْحاح:«قبِل دَعْوتنا بعد أن تمنَّع قليلاً» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
كفّ: «تمنَّع عن التَّدخين» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
اِحْتمى و تقوّى:«تمنَّع بذويه» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1361) 
استوار شد و بازايستاد . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( دستور اللغةدستور اللغة (کتاب الخلاص)
, ص751) 
المَنْعُ : أَن تَحُولَ بين الرجل و بين الشيء الذي يريده، و هو خلافُ الإِعْطاءِ ، و يقال: هو تحجيرُ الشيء، مَنَعَه يَمْنَعُه مَنْعاً و مَنَّعَه فامْتَنَع منه و تمنَّع . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج8 , ص343) 
منع التمنُّع : تمنّع :من المنعة و العزِّ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج9 , ص6393) 
المَنْعُ ،تَحْجِيرُ الشَّىءٍ : مَنَعَه يَمْنَعُه مَنْعا و مَنَّعَهُ فامْتَنَع وَ تَمَنَّعَ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج2 , ص203) 
تَمَنَّعَ عَنِ الشَّىءِ از آن كار باز ايستاد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص261) 
كفّ عنه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص776) 
كَفَّ عَنْهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المصباح المنیرالمصباح المنیر في غریب الشرح الکبیر للرافعي
, ج2 , ص580) 
تَمَنَّعَ بِقَومهِ به قوم خود پناه برد ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
به قوم خود نيرومند شد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص261) 
احتمى بهم ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
تقوَّى بهم 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص776) 
تقوَّى بهم و احتمى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص272) 
تَمَنَّعَ الشى ءُ امتنع 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص888) 
تَمَنَّعَ عَنْهُ انْكَفَّ ، و هو أَيْضاً مُطاوِعُ مَنَعَهُ مَنْعاً ، و قَدْ تَكُونُ المُمَانَعَةُ بمَعْنَى المُحَاماةِ ، فيَكُونُ مجازًا. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج11 , ص464) 
تَمَنَّعَ عنه كفَّ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص272) 
انكَفَّ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص888) 
- و المُمْتَنِعُ : الأسَدُ القَويُّ ، العَزيزُ في نَفْسِهِ ، و مانَعَهُ الشيءَ ، و تَمَنَّعَ عنه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( القاموس المحیطالقاموس المحیط
, ج3 , ص113) 
تَمَنَّعَ به احتمى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص888) 
أَي: احْتَمَى، و هُوَ مَجازٌ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج11 , ص465) 
وله في قومه حِصنٌ و مَمْنَعٌ ،وقد مَنُعَ فلان:صار ممنوعاً محميّاً مَناعةً و مَنَعَةً ،و تمنّع به تمنُّعاً ،و امتنع به امتناعاً ، وهو منيع ،وحصن منيع و مُمَنَّع ; 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص605) 
تَمَنَّعَ عن سرباز زدن،امتناع ورزيدن(از انجام كارى)؛دست كشيدن،خوددارى كردن(از چيزى،از انجام كارى)،رها كردن،فروگذاشتن (چيزى يا كارى را)،پرهيز كردن،اجتناب كردن (از چيزى يا امرى)؛استوار بودن،مستحكم بودن، تسخيرناپذير بودن؛تقويت شدن،نيرو گرفتن؛به دفاع برخاستن؛دور ماندن،محروم شدن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص661) 
تَمَنَّعَ بـ پناه جستن(به چيزى يا جايى). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص661) 