تَصاحَبَا اصْطَحَبَا. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص507) 
اصطحَبَ الرجُلانِ و تصَاحَبا . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج3 , ص166) 
زيد و سعد قد تَصَاحَبَا في الذّهاب إلى مكّة صحب الواحد الآخر 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص409) 
تَصَاحَبَ الرجُلانِ آن دو مرد با هم دوستى كردند 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص232) 
صَحِب بعضهم بعضا 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص8) 
ترافقا 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص416) 
تَصَاحَبَ معهُ او را دوست و يار خود گرفت ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
اين تعبير در زبان متداول رايج است 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص232) 
اتخذه صاحبًا(عاميّة) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص416) 
تَصَاحَبَ مع معاشرت كردن،مصاحبت كردن، همنشينى كردن،همدم بودن؛دوست شدن، رفاقت كردن(با كسى). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص356) 