العَطِن

صفت مشبهه ثلاثی مجرد باب فعَل یفعِل
bookmark

معنای العَطِن

عَطِن

گنديده،پوسيده،متعفن.
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص444)
sourceLink

جِلْدٌ عَطِنٌ

پوست گنديده.
(
فرهنگ ابجدی
, ص615)
sourceLink

شاهد معنایی العَطِن

فدخل عليه عمر،و في البيت أهب عطنة

يقال:عطن الجلد فهو عطن و معطون:إذا مرّق شعره و أنتن في الدّباغ(النهاية).
(
غریب الحدیث في بحار الأنوار
, ص543)
sourceLink

مداخل هم ریشه العَطِن

العين و الطاء و النون أصلٌ‌ صحيحٌ‌ واحدٌ يدلُّ‌ على إقامةٍ‌ و ثبات.(معجم مقاییس اللغة , ج4 , ص352)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.