bookmark

معنای كورك

كورك

به فتح اول و ثانى و سكون ثالث و كاف به معنى كورز است كه ميوه و باركبر باشد و نام موضعى هم هست نزديك به هرمز و نام جمعى از كفار باشد.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص758)
sourceLink

با اول مفتوح بثانى زده و راى مفتوح بمعنى كورزه مذكور است و نام موضعى است نزديك بهرمز فارس كه قريب بخليج عمان باشد و نام كروهى از كفّار كتور كه در هندوستان باشند
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص608)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]دنبل.و چوزه. و كدين.و مصغر كور يعنى آدم كور كوچك. ¦¦
[اسم‏][فارسی‏]باركبر كه كورز نيز گويند.و نام موضعى نزديك هرمز.و نام گروهى از مردمان بيدين.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2858)
sourceLink

(اسم) جوشهاى چركى كم و بيش برجستۀ روى پوست كه در نقاط مختلف پوست بدن پديد آيند. معمولاً داراى مركزى سفيدرنگ و پر از چرك و اطراف آن ملتهب و قرمزرنگ است. دمل كوچك. دانۀ چركى. ¦¦
(اسم مصغر) كورز. كورزه. ←ه. م.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2358)
sourceLink

سنگ گازر.
(
فرهنگ قواس
, ص184)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.