bookmark

معنای تونگو

تونگو

بفتحتين و سكون نون و ضم كاف فارسى،حجام كه تانگو،وگرا نيز گويند.
(
فرهنگ رشیدی
, ص460)
sourceLink

با كاف فارسى بر وزن سمنبو سرتراش و حجام را گويند و به اين معنى به جاى واو آخر راى قرشت هم آمده است.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص256)
sourceLink

(اسم) حجام. تانگو. سرتراش.
(
لغت نامه دهخدا
, ص809)
sourceLink

[اسم‏] [فارسی‏] حجام و سر تراش. و جامه‌دان و صندوق پول. و عنان.
(
فرهنگ نفیسی
, ج2 , ص1007)
sourceLink

نيز حجّام.
(
فرهنگ قواس
, ص185)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.