كلج به كسر اول و سكون ثانى و جيم سبد گرمابهبان و كناس را گويند كه بدان سركين و پليديها كشند و به فتح اول و سكون ثانى و جيم فارسى هم به اين معنى و هم به معنى چرك و وسخ و به معنى عجب و خودستايى و تكبر و تجبر آمده است و به ضم اول و سكون ثانى و جيم فارسى نان ريزه شده را گويند و نوعى از پوشش هم هست كه آن را از پشم بافند و از جانب كشمير آورند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص739) 
[اسم][فارسی]سبد حمامى و كناس كه بدان سرگين و پليديها كشند.و عجب و خودستائى و تكبر و تجبر.و نيز چين و تا. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج4 , ص2824) 
(اسم) سلۀ كناس. سبد حمامى و كناس كه بدان سرگين و پليديها كشند. سبد زبالۀ گرمابهبانان. سبد كود كشان. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2306) 
سبد گرمابهبانان باشد.طيّان گفت: سد كلج پر از گوه عطا كرد برين ريش#گفتم كه بر آن ريش كه دى خواجه همى شاند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص24) 
سبد گرمابه[بان] .طيان بمى گفته است: شد كلج پر از گوه عطا كرد بر آن ريش#گفتم كه بر آن ريش كه دى خواجه همى شاند 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص134) 
كلج و كلجان بمعنى مزبله و سله كناس ابو شكور كفته حماميان قهر پليدى حادثات از بهر ريش خصم تو در كلج كردهاند و بمعنى چين و شكنج زلف و كاكل بجيم پارسى و بضم اوّلست نه بكسر ابو شكور بلخى كفته بموى كاكل و آن زلف مشكين فتاده صد هزاران كلج در كلج و نام پشمينهايست كه از تبت آورند 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص593) 