bookmark

معنای تبنكو

تبنكو

بر وزن سمنبو بمعنى زنبيل و سبد و صندوق و كيسه عطاران و طبق آمده و آن را تبنكو و تبنكه نيز كويند فخرى كفته زر و ياقوت و لعل اندر خزينه نه بيند روى كيسه يا تبنكو سوزنى كفته منت از خلق بهر نان چه برم كه جهان چون تبنكه نان است فردوسى كفته ع تبنكوى پر زر بر استر نهاد منوچهرى در بردن انكور به شهر كفته شعر دهقان برز آيد و فراوان نكردشان تيغى بكشد تيز و كلوباز بردشان وانكه به تبنكوى كشن در سپردشان بر پشت نهدشان و سوى خانه بردشان
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص257)
sourceLink

«صندوق»باشد و خاشكدان نيز خوانند .
(
صحاح الفرس
, ص294)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.