bookmark

معنای كفه

كفة [ keffat ]

[اسم‏][عربی‏]چوب دف.و هر چيزى گرد.و گوى كه در آن آب فراهم آيد. [جمع‏]كفف( kefaf )و كفاف. ¦¦
[اسم‏][عربی‏]پلۀ ترازو. [جمع‏]كفف( kefaf )و كفاف.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2814)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]نام شهرى.و كفه و پلۀ ترازو.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2818)
sourceLink

پلۀ ترازو است.فرخى گويد: ز بس بر سختن سيمش بجاى مادحان هزمان#زناره بشكند كپان ز شاهين بگسلد كفه
(
فرهنگ قواس
, ص142)
sourceLink

كفه

(از عربى ، اسم) كفّة. پلۀ ترازو. هريك از دو ظرف ترازو كه در يكى سنگ و در ديگرى جنس را مىگذارند. سنجه. كپه.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2296)
sourceLink

ضرب المثل كفه

حجر كعبه به ميزان شريعت سنگيست - گرچه در كفه به سنگينش نهاده است فرنگ.

(شعر من هست بمعيار قبولت سنگين ديگران گو ننهندش بجوى قيمت و سنگ...) سلمان ساوجى.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص690)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.