bookmark

معنای بادكش

بادكش

يعنى خشت باد،و بعضى بمعنى بادزن مطلق گفته‌اند.
(
فرهنگ رشیدی
, ص198)
sourceLink

به فتح كاف و سكون شين نقطه‌دار خشت باد را گويند و آن نوعى از بادزن باشد بسيار بزرگ كه در ميان خانه آويزند و با طناب و ريسمان در كشاكش آرند و حجامتى را نيز گويند كه بر آن تيغ زنند و دم زرگرى و آهنگرى را نيز گفته‌اند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص114)
sourceLink

- [بوزن و معنى بادزن] باشد و بعربى مروحة [بكسر اول و فتح سوم و چهارم گويند.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص153)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]بادزن بزرگ.و حجامت.و دم زرگرى و آهنگرى.
(
فرهنگ نفیسی
, ص502)
sourceLink

(صفت فاعلی مرکب ، اسم مرکب) نوعى از بادزن بسيار بزرگ كه در ميان خانه آويزند و با طناب و ريسمان آن را حركت مىدهند تا باد درون خانه به جريان بيفتد. خشتباد. بادبيزن. بادزن. بادزنه. مروحه. ¦¦شاخى كه بر دست صاحب باد بجنبانند. شاخ كشيدن. كپه. سميرا. محجمه. ¦¦حجامتى كه بر آن تيغ زنند. حجامت. جمعكردگى خون در زير پوست قسمتى از بدن به وسيلۀ استكان حاوى هواى داغ يا با مكيدن به كمك شاخ حجامت. ¦¦دم زرگرى و آهنگرى. ¦¦مجراى هوا.
(
لغت نامه دهخدا
, ص308)
sourceLink

پكه را گويند. حكيم گويد: نبشته يافتم در باد بيزن#كه دايم مرد عاقل باد بى‌زن
(
فرهنگ قواس
, ص158)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.