وژنك [ vojang ]بضم و ثانى مفتوح و نون ساكن توز جكرى كه بالاتر از پيكان بر تير پچند منصور شيرازى كفته پى كمان تو را خون دشمن است سريش نى سهام تو را از دل عدو است وژنك و در نسخۀ سرورى بفتحتين پارۀ كه بر جامه دوزند و در نسخه ميرزا پيوند و آرايش جامه و پوستين كه فراويز نيز كويند 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص735) 
[اسم][فارسی]توژى جگرى رنك كه بر پايين تير يعنى انجاى كه پيكان را محكم مىكنند مىپيچند. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
[اسم][فارسی]فراويز و سجاف جامه.و زينت و آرايشى كه بر پوستين پوست سمور بر دور دامن و گريبان و سرهاى آستين آن مىكنند.و رقعه و وصله و پينه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج5 , ص3857) 
وژنگ بالضم و ثانى مفتوح و نون ساكن و كاف عجمى،توز جگرى كه بالا- تر از پيكان بر تير پيچند،منصور شيرازى گويد: بيت پى كمان ترا خون دشمن است سريش پى سهام ترا از دل عدوست وژنگ و در نسخۀ سرورى بفتحتين پاره كه بر جامه دوزند،و در نسخۀ ميرزا پيوند و آرايش جامه و پوستين كه فراويز نيز گويند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1460) 
به ضم اول بر وزن تفنگ توژى باشد جگرى رنگ كه بر پايين تير يعنى جايى كه پيكان را محكم مىكنند بپيچند و فراويز سنجاف جامه و زينت و آرايش پوستين كه از پوست سمور و غير آن بر دور دامن و گريبان و سرهاى آستين كنند و پيوند و پينه و وصله را نيز گويند كه بر جامه دوزند و آن را به عربى رقعه خوانند و به معنى دويم به فتح اول هم آمده است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص937) 
- [بفتح واو و زاى فارسى و سكون نون] در نسخۀ ميرزا پيوند و آرايش جامه و پوستين باشد كه آن را فراويز نيز گويند اما در سامى فى الاسامى پارهاى باشد كه بر جامه دوزند و بعربى رقعه گويند و در فرهنگ بمعنى آن توزى كه بعد از پيكان بر تير پيچند آورده و اين بيت منصور شيرازى را شاهد آورده: بيت پى كمان ترا خون دشمن است سريش نى سهام ترا از دل عدوست وژنگ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1493) 
(اسم) نوعى پوست درخت كه به نوك تير، يعنى جايى كه پيكان بر آن تعبيه مىشود، مىپيچيدند تا استحكام بيشترى يابد. ¦¦فراويز. سجاف جامه و زينت و آرايش پوستين كه از پوست سمور و مانند آن بر دور دامن و يقه و سر آستين مىدوزند. ¦¦رقعه. وصله. پينه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص3132) 
پيوند بود.فردوسى گفته است: بدو گفت من خويش گر سيوزم#كه از مام وز باب با پروزم فراويز را خاقانى گفته است: آن فراويزى و آن بازافكنى خواهد زمن#من ز جيب آسمان يك شانهدان آوردهام 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص157) 