البَشُوش

مشتق ثلاثی مجرد
bookmark

معنای البَشُوش

البَشُوش

گشاده‌روى.
(
فرهنگ ابجدی
, ص186)
sourceLink

من يَلْقى الناس ضاحكاً مسروراً.
(
المعجم المفصل في الجموع
, ص86)
sourceLink

طَلْق الوَجْه يلقى النَّاس مسرورًا:«رجُلٌ‌ بَشُوش»، «مُضيفةٌ‌ بَشُوشة» ¦¦
مُتهلِّل،طَلْق، مُشْرِق:«وَجْه بَشوش».
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص95)
sourceLink

بَشّاش :خوشرو، بشّاش،گشاده‌رو.
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص38)
sourceLink

مداخل متضاد البَشُوش

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.