القَاطِبُ آنكه چهره خود را تُرش كند و ميان دو ابروى خود چين و چروك اندازد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص678) 
الزاوي ما بين عينيه ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
الاسد لعُبُوستهِ*يقال«جاؤُوا قاطِبَةً » اي جميعاً،و النصبُ على الحاليَّة 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص637) 
المازج 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج5 , ص107) 
اسم فاعل ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
الاسد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج4 , ص363) 
المازِجُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحیط في اللغةالمحیط في اللغة
, ج5 , ص332) 
الأَسَدُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج2 , ص331) 
إذا زَوَى (الرجل) ما بين عينيه،فهو قَاطِبٌ و عَابِسٌ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص177) 
قطب - قَطَبَ يَقْطِبُ قَطْباً و قُطوباً ، فهو قاطِبٌ و قَطُوبٌ : زَوى ما بينَ عَيْنَيْهِ ، و كَلَحَ ، ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
الأَسَدُ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( القاموس المحیطالقاموس المحیط
, ص157) 
الأَسدُ. و كأَمِيرٍ، و زُبَيْرٍ: فَرَسانِ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الطراز الأولالطراز الأول و الکناز لما علیه من لغة العرب المعول
, ج2 , ص404) 
قاطِباً القُطوبُ : تَزَوِّي ما بين العينين، عند العُبوس; يقال: رأَيتُه غَضْبانَ قاطِباً 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص680) 
يقال: رأيته غضبانَ قاطباً ، و هو يَقطِب ما بين عينيه قطباً و قطوباً ، و يقطّب ما بين عينيه تقطيباً . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج9 , ص27) 
و رأيتُه غضبان قاطِباً و مُقَطِّباً. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص513) 