البَاشّ

اسم فاعل ثلاثی مجرد
bookmark

معنای البَاشّ

البَاشّ

گشاده‌رو ¦¦
خوش برخورد.
(
فرهنگ ابجدی
, ص173)
sourceLink

مُتهلِّل الوَجْه،طَلْق المُحيَّا،مَرِح:«رَجُل باشّ‌» ¦¦
حَسَن الاسْتِقبال،طَلق الوَجْه،لَطيف:«مُضيفة باشَّة» ¦¦
باسِم:«وَجْه باشّ‌»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص95)
sourceLink

خندان،خوشرو؛دوستانه،مهربان، بامحبت.
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص38)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.