القُلوب

جامد غیر مصدری ثلاثی مجرد باب فعَل یفعِل
bookmark

معنی القُلوب

الْقُلُوبُ

أَربعة: قَلْبُ‌ العَقْرب، و قلْبُ‌ الأَسَد، و قلبُ‌ الثَّوْرِ و هو الدَّبَرانُ‌، و قلبُ‌ الحُوتِ‌ و هو الرِّشاءُ
(
تاج العروس
, ج2 , ص340)
sourceLink

قيل: القُلُوبُ و الأَفْئِدَةُ قريبانِ من السواءِ، و كَرَّرَ ذِكْرَهما، لاختلاف اللفظين تأْكيداً.
(
لسان العرب
, ص687)
sourceLink

قيل: القلوب و الأفئدة قريبان من السواءِ ، و كُرِّر ذكرهما لاختلاف لفظيهما تأكيداً.
theDescriptionIsMachineCreated
(
تهذیب اللغة
, ج9 , ص143)
sourceLink

و القَلْبُ :الفؤاد،مذكر،صَرّح بذلك اللحيانى-و الجمع: أقْلُب ،و قُلُوب -الأولى
theDescriptionIsMachineCreated
(
المحکم و المحیط الأعظم
, ج6 , ص423)
sourceLink

واحدته: قُلْبة -بضم القاف و سكون اللام-و الجمع: أقْلاب ،و قُلوب ،و قِلَبة .
theDescriptionIsMachineCreated
(
المحکم و المحیط الأعظم
, ج6 , ص424)
sourceLink

فوصف القلوب بالرِّقَّة و الأفئدة باللِّين. ¦¦
theDescriptionIsMachineCreated
و قيل: القلوب و الأفئدة قريبان، و كرّر ذكرهما لاختلاف اللَّفطين تأكيدا.
theDescriptionIsMachineCreated
(
کتاب الماء
, ج3 , ص216)
sourceLink

- ج: أقْلابٌ و قُلوبٌ و قِلَبَةٌ .
theDescriptionIsMachineCreated
(
القاموس المحیط
, ص159)
sourceLink

الجمع: قُلُوبٌ .
theDescriptionIsMachineCreated
(
الطراز الأول
, ج2 , ص408)
sourceLink

الجمع: قُلُوبٌ ، و أَقلاَبٌ ، و قِلَبَةٌ ، كقِرَدَة. و بهاءٍ : الحُمرةُ .
theDescriptionIsMachineCreated
(
الطراز الأول
, ج2 , ص409)
sourceLink

و مُقَطِّعَةُ القُلُوبِ : الأَرنب; لأَنَّها تُجهدُ الكلابَ بشدَّةِ عدوِها.
theDescriptionIsMachineCreated
(
الطراز الأول
, ج2 , ص411)
sourceLink

تَضطَرِبُ القُلُوبُ و تَشخَصُ الأَبصارُ هَوْلاً و فزعاً، أَو تزولُ القُلُوبُ عن أَماكنها فتبلُغُ الحناجرَ و تصيرُ الأَبصارُ زُرْقاً، أَو تَتَقلَّبُ من الشّكِّ و الغفلةِ إِلى اليقين و المُعايَنَةِ ، أَو تَتَقَلَّبُ القُلُوبُ من الطمعِ في النّجاةِ إِلى الخوفِ من الهلاكِ ...
theDescriptionIsMachineCreated
(
الطراز الأول
, ج2 , ص412)
sourceLink

وإنّه لمن قُلوب المهارَىإذا كان من سِرّها.
theDescriptionIsMachineCreated
(
أساس البلاغة
, ص519)
sourceLink

أَفعال القُلُوبِ

اين افعال در زبان عربى عبارتند از: (ظَنَّ، رَأى، حَسِبَ، دَرَى، خَالَ، زَعَمَ...) كه معمولا دو مفعول به خود مى‌گيرند و بر آنها (ظَنَّ وَ اخَوَاتُها) اطلاق مى‌شود
(
فرهنگ ابجدی
, ص706)
sourceLink

عند النحاة من النواسخ تنصب مفعولين و هي ظنَّ و اخواتها.
(
أقرب الموارد
, ج4 , ص394)
sourceLink

(في اللُّغة):هي أَفْعال الشَّكّ‌ أو الرَّجَحَان أو اليقين من أخوات ظنّ‌:«حَسبتُ‌ قولَك صادقًا»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1177)
sourceLink

قُلُوبُ الشَّجَرِ

ما رخص من اجوافها و عروقها التي تقودها و منهُ «كان يأْكل الجراد و قُلُوب الشجر» يعني الذي ينبت في وسطها غضّاً طريّاً الواحد (قُلْب) بالضمّ (التاج).
(
أقرب الموارد
, ج4 , ص395)
sourceLink

ما رخص فكان رخصا من عروقه التي تقوده
(
العین
, ج5 , ص171)
sourceLink

ما رَخُصَ‌ من أَجوافِها و عُرُوقها الّتي تقودُهَا
(
تاج العروس
, ج2 , ص337)
sourceLink

ما رَخُصَ من أَجوافِها و عُروقها التي تَقُودُها.
(
لسان العرب
, ص688)
sourceLink

ما رَخُص من أجوافها و عُروقها التى تقودها،و
theDescriptionIsMachineCreated
(
المحکم و المحیط الأعظم
, ج6 , ص424)
sourceLink

قُلُوبَ الشَّجَرِ

الَّذِي يَنْبُتُ‌ في وَسَطِهَا غَضًّا طَرِيًّا، فكان رَخْصاً من البُقُولِ‌ الرَّطْبَةِ‌ قَبْلَ‌ أَنْ‌ تَقوَى و تَصْلُبَ‌
(
تاج العروس
, ج2 , ص337)
sourceLink

القُلوب في القرآن

أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي اَلْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهٰا أَوْ آذٰانٌ يَسْمَعُونَ بِهٰا فَإِنَّهٰا لاٰ تَعْمَى اَلْأَبْصٰارُ وَ لٰكِنْ تَعْمَى اَلْقُلُوبُ اَلَّتِي فِي اَلصُّدُورِ (آیه 46/سوره الحج) sourceLink

قَلْبُ‌ الإِنْسان قيل: سمّي به لكثرة تَقَلُّبِهِ‌، و يعبّر بالقلب عن المعاني التي تختصّ‌ به من الرّوح و العلم و الشّجاعة و غير ذلك.
(
مفردات ألفاظ القرآن
, ص681)
sourceLink

قيل: العقل، و قيل: الرّوح. فأمّا العقل فلا يصحّ‌ عليه ذلك، قال: و مجازه مجاز قوله: تَجْرِي مِنْ‌ تَحْتِهَا اَلْأَنْهٰارُ [البقرة/ 25]. و الأنهار لا تجري و إنما تجري المياه التي فيها.
(
مفردات ألفاظ القرآن
, ص682)
sourceLink

گفته شده عقل يا روح است. اما كورى براى عقل صحيح نيست و نيز گفته‌اند بصورت مجاز آمده و مجاز آن مثل مجاز آيه: تَجْرِي مِنْ‌ تَحْتِهَا اَلْأَنْهٰارُ (25 /بقره) است يعنى جويها يا انهار جريان نمى‌يابند بلكه آبها هستند كه در نهرها و جويها روانند.
(
ترجمه مفردات راغب
, ج3 , ص239)
sourceLink

درباره قَلْب انسان گفته‌اند به سبب تغيير و دگرگونى حالاتش چنين ناميده شده و از واژه و مفهوم قلب به آن‌گونه معانى كه اختصاص به روح و علم و شجاعت و غير اينها دارد تعبير مى‌شود.
(
ترجمه مفردات راغب
, ج3 , ص238)
sourceLink

قلب همان عضو معروف در بدن و تنظيم كننده و جريان دهندۀ خون است كه در سينه قرار گرفته. قرآن مجيد بقلب بيشتر تكيه كرده و چيزهائى نسبت ميدهد كه بيشتر و يا همۀ آنها را امروز بمغز نسبت ميدهند.
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص25)
sourceLink

الميزان ذيل آيۀ وَ لٰكِنْ‌ تَعْمَى اَلْقُلُوبُ‌ اَلَّتِي فِي اَلصُّدُورِ قلب را نفس مدركه و روح دانسته و ظرف بودن صدر را براى قلب و ايضا نسبت تعقل را بقلب با آنكه مال روح است مجاز دانسته.
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص29)
sourceLink

مراد از قلب چيست‌؟ آيا همان غدّۀ صنوبرى شكل است كه در سينه قرار دارد و دستگاه تلمبه خون است و در اثر انقباض و انبساطش از طرفى خون را بهمۀ بدن ميرساند و از طرف ديگر آنرا تحويل ميگيرد؟ آيا ظرف اين همه حقائق كه گفته شد اين قلب است‌؟ ممكن است بگوئيم: نه، اين قلب وظيفه‌اش فقط‍‌ جريان دادن خون در بدن و تنظيم آن است و اين كارها مال مغز است و مراد از قلب در قرآن عقل يا نفس و روح است كه ظرف و حامل اين همه چيزها است. . . بيشتر معلومات و دانسته‌هاى انسان از راه چشم و گوش است ديدن و شنيدن در واقع بوسيلۀ مغز انجام ميشود سپس قلب تحت تأثير واقع ميگردد مثلا اول مظلومى را مى‌بينيم يا مى‌شنويم آنگاه در قلب خود احساس ناراحتى مينمائيم بجرئت ميتوان گفت: مغز وسيله قلب و راه رساندن اشياء بقلب است و سپس درك و حل و فصل با قلب ميباشد، على هذا مراد از قلب در قرآن چند چيز ميتواند باشد: 1 - قلب معمولى كه بگوئيم محل آنهمه چيز كه قرآن فرموده همين قلب است. 2 - مراد از قلب، باطن و درون انسان است ولى نه همه جاى آن بلكه مركز ثقل بدن كه همان قلب و سينه و نفس است. 3 - مراد از قلب نفس مدركه و روح است. (با تلخیص)
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص27)
sourceLink

ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذٰلِكَ فَهِيَ كَالْحِجٰارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَة (آیه 74/سوره البقرة) sourceLink

قلب همان عضو معروف در بدن و تنظيم كننده و جريان دهندۀ خون است كه در سينه قرار گرفته. قرآن مجيد بقلب بيشتر تكيه كرده و چيزهائى نسبت ميدهد كه بيشتر و يا همۀ آنها را امروز بمغز نسبت ميدهند.
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص25)
sourceLink

مراد از قلب چيست‌؟ آيا همان غدّۀ صنوبرى شكل است كه در سينه قرار دارد و دستگاه تلمبه خون است و در اثر انقباض و انبساطش از طرفى خون را بهمۀ بدن ميرساند و از طرف ديگر آنرا تحويل ميگيرد؟ آيا ظرف اين همه حقائق كه گفته شد اين قلب است‌؟ ممكن است بگوئيم: نه، اين قلب وظيفه‌اش فقط‍‌ جريان دادن خون در بدن و تنظيم آن است و اين كارها مال مغز است و مراد از قلب در قرآن عقل يا نفس و روح است كه ظرف و حامل اين همه چيزها است. . . بيشتر معلومات و دانسته‌هاى انسان از راه چشم و گوش است ديدن و شنيدن در واقع بوسيلۀ مغز انجام ميشود سپس قلب تحت تأثير واقع ميگردد مثلا اول مظلومى را مى‌بينيم يا مى‌شنويم آنگاه در قلب خود احساس ناراحتى مينمائيم بجرئت ميتوان گفت: مغز وسيله قلب و راه رساندن اشياء بقلب است و سپس درك و حل و فصل با قلب ميباشد، على هذا مراد از قلب در قرآن چند چيز ميتواند باشد: 1 - قلب معمولى كه بگوئيم محل آنهمه چيز كه قرآن فرموده همين قلب است. 2 - مراد از قلب، باطن و درون انسان است ولى نه همه جاى آن بلكه مركز ثقل بدن كه همان قلب و سينه و نفس است. 3 - مراد از قلب نفس مدركه و روح است. (با تلخیص)
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص27)
sourceLink

إِنْ يَعْلَمِ اَللّٰهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْرا يُؤْتِكُمْ خَيْرا مِمّٰا أُخِذَ مِنْكُمْ (آیه 70/سوره الأنفال) sourceLink

قلب همان عضو معروف در بدن و تنظيم كننده و جريان دهندۀ خون است كه در سينه قرار گرفته. قرآن مجيد بقلب بيشتر تكيه كرده و چيزهائى نسبت ميدهد كه بيشتر و يا همۀ آنها را امروز بمغز نسبت ميدهند.
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص25)
sourceLink

مراد از قلب چيست‌؟ آيا همان غدّۀ صنوبرى شكل است كه در سينه قرار دارد و دستگاه تلمبه خون است و در اثر انقباض و انبساطش از طرفى خون را بهمۀ بدن ميرساند و از طرف ديگر آنرا تحويل ميگيرد؟ آيا ظرف اين همه حقائق كه گفته شد اين قلب است‌؟ ممكن است بگوئيم: نه، اين قلب وظيفه‌اش فقط‍‌ جريان دادن خون در بدن و تنظيم آن است و اين كارها مال مغز است و مراد از قلب در قرآن عقل يا نفس و روح است كه ظرف و حامل اين همه چيزها است. . . بيشتر معلومات و دانسته‌هاى انسان از راه چشم و گوش است ديدن و شنيدن در واقع بوسيلۀ مغز انجام ميشود سپس قلب تحت تأثير واقع ميگردد مثلا اول مظلومى را مى‌بينيم يا مى‌شنويم آنگاه در قلب خود احساس ناراحتى مينمائيم بجرئت ميتوان گفت: مغز وسيله قلب و راه رساندن اشياء بقلب است و سپس درك و حل و فصل با قلب ميباشد، على هذا مراد از قلب در قرآن چند چيز ميتواند باشد: 1 - قلب معمولى كه بگوئيم محل آنهمه چيز كه قرآن فرموده همين قلب است. 2 - مراد از قلب، باطن و درون انسان است ولى نه همه جاى آن بلكه مركز ثقل بدن كه همان قلب و سينه و نفس است. 3 - مراد از قلب نفس مدركه و روح است. (با تلخیص)
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص27)
sourceLink

وَ جَعَلْنٰا فِي قُلُوبِ اَلَّذِينَ اِتَّبَعُوهُ رَأْفَة وَ رَحْمَة (آیه 27/سوره الحديد) sourceLink

قلب همان عضو معروف در بدن و تنظيم كننده و جريان دهندۀ خون است كه در سينه قرار گرفته. قرآن مجيد بقلب بيشتر تكيه كرده و چيزهائى نسبت ميدهد كه بيشتر و يا همۀ آنها را امروز بمغز نسبت ميدهند.
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص25)
sourceLink

مراد از قلب چيست‌؟ آيا همان غدّۀ صنوبرى شكل است كه در سينه قرار دارد و دستگاه تلمبه خون است و در اثر انقباض و انبساطش از طرفى خون را بهمۀ بدن ميرساند و از طرف ديگر آنرا تحويل ميگيرد؟ آيا ظرف اين همه حقائق كه گفته شد اين قلب است‌؟ ممكن است بگوئيم: نه، اين قلب وظيفه‌اش فقط‍‌ جريان دادن خون در بدن و تنظيم آن است و اين كارها مال مغز است و مراد از قلب در قرآن عقل يا نفس و روح است كه ظرف و حامل اين همه چيزها است. . . بيشتر معلومات و دانسته‌هاى انسان از راه چشم و گوش است ديدن و شنيدن در واقع بوسيلۀ مغز انجام ميشود سپس قلب تحت تأثير واقع ميگردد مثلا اول مظلومى را مى‌بينيم يا مى‌شنويم آنگاه در قلب خود احساس ناراحتى مينمائيم بجرئت ميتوان گفت: مغز وسيله قلب و راه رساندن اشياء بقلب است و سپس درك و حل و فصل با قلب ميباشد، على هذا مراد از قلب در قرآن چند چيز ميتواند باشد: 1 - قلب معمولى كه بگوئيم محل آنهمه چيز كه قرآن فرموده همين قلب است. 2 - مراد از قلب، باطن و درون انسان است ولى نه همه جاى آن بلكه مركز ثقل بدن كه همان قلب و سينه و نفس است. 3 - مراد از قلب نفس مدركه و روح است. (با تلخیص)
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص27)
sourceLink

هُوَ اَلَّذِي أَنْزَلَ اَلسَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ اَلْمُؤْمِنِينَ (آیه 4/سوره الفتح) sourceLink

درباره قَلْب انسان گفته‌اند به سبب تغيير و دگرگونى حالاتش چنين ناميده شده و از واژه و مفهوم قلب به آن‌گونه معانى كه اختصاص به روح و علم و شجاعت و غير اينها دارد تعبير مى‌شود.
(
ترجمه مفردات راغب
, ج3 , ص238)
sourceLink

قَلْبُ‌ الإِنْسان قيل: سمّي به لكثرة تَقَلُّبِهِ‌، و يعبّر بالقلب عن المعاني التي تختصّ‌ به من الرّوح و العلم و الشّجاعة و غير ذلك.
(
مفردات ألفاظ القرآن
, ص681)
sourceLink

قلب همان عضو معروف در بدن و تنظيم كننده و جريان دهندۀ خون است كه در سينه قرار گرفته. قرآن مجيد بقلب بيشتر تكيه كرده و چيزهائى نسبت ميدهد كه بيشتر و يا همۀ آنها را امروز بمغز نسبت ميدهند.
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص25)
sourceLink

مراد از قلب چيست‌؟ آيا همان غدّۀ صنوبرى شكل است كه در سينه قرار دارد و دستگاه تلمبه خون است و در اثر انقباض و انبساطش از طرفى خون را بهمۀ بدن ميرساند و از طرف ديگر آنرا تحويل ميگيرد؟ آيا ظرف اين همه حقائق كه گفته شد اين قلب است‌؟ ممكن است بگوئيم: نه، اين قلب وظيفه‌اش فقط‍‌ جريان دادن خون در بدن و تنظيم آن است و اين كارها مال مغز است و مراد از قلب در قرآن عقل يا نفس و روح است كه ظرف و حامل اين همه چيزها است. . . بيشتر معلومات و دانسته‌هاى انسان از راه چشم و گوش است ديدن و شنيدن در واقع بوسيلۀ مغز انجام ميشود سپس قلب تحت تأثير واقع ميگردد مثلا اول مظلومى را مى‌بينيم يا مى‌شنويم آنگاه در قلب خود احساس ناراحتى مينمائيم بجرئت ميتوان گفت: مغز وسيله قلب و راه رساندن اشياء بقلب است و سپس درك و حل و فصل با قلب ميباشد، على هذا مراد از قلب در قرآن چند چيز ميتواند باشد: 1 - قلب معمولى كه بگوئيم محل آنهمه چيز كه قرآن فرموده همين قلب است. 2 - مراد از قلب، باطن و درون انسان است ولى نه همه جاى آن بلكه مركز ثقل بدن كه همان قلب و سينه و نفس است. 3 - مراد از قلب نفس مدركه و روح است. (با تلخیص)
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص27)
sourceLink

كَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلىٰ قُلُوبِهِمْ مٰا كٰانُوا يَكْسِبُونَ (آیه 14/سوره المطففين) sourceLink

قلب همان عضو معروف در بدن و تنظيم كننده و جريان دهندۀ خون است كه در سينه قرار گرفته. قرآن مجيد بقلب بيشتر تكيه كرده و چيزهائى نسبت ميدهد كه بيشتر و يا همۀ آنها را امروز بمغز نسبت ميدهند.
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص25)
sourceLink

مراد از قلب چيست‌؟ آيا همان غدّۀ صنوبرى شكل است كه در سينه قرار دارد و دستگاه تلمبه خون است و در اثر انقباض و انبساطش از طرفى خون را بهمۀ بدن ميرساند و از طرف ديگر آنرا تحويل ميگيرد؟ آيا ظرف اين همه حقائق كه گفته شد اين قلب است‌؟ ممكن است بگوئيم: نه، اين قلب وظيفه‌اش فقط‍‌ جريان دادن خون در بدن و تنظيم آن است و اين كارها مال مغز است و مراد از قلب در قرآن عقل يا نفس و روح است كه ظرف و حامل اين همه چيزها است. . . بيشتر معلومات و دانسته‌هاى انسان از راه چشم و گوش است ديدن و شنيدن در واقع بوسيلۀ مغز انجام ميشود سپس قلب تحت تأثير واقع ميگردد مثلا اول مظلومى را مى‌بينيم يا مى‌شنويم آنگاه در قلب خود احساس ناراحتى مينمائيم بجرئت ميتوان گفت: مغز وسيله قلب و راه رساندن اشياء بقلب است و سپس درك و حل و فصل با قلب ميباشد، على هذا مراد از قلب در قرآن چند چيز ميتواند باشد: 1 - قلب معمولى كه بگوئيم محل آنهمه چيز كه قرآن فرموده همين قلب است. 2 - مراد از قلب، باطن و درون انسان است ولى نه همه جاى آن بلكه مركز ثقل بدن كه همان قلب و سينه و نفس است. 3 - مراد از قلب نفس مدركه و روح است. (با تلخیص)
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص27)
sourceLink

وَ جَعَلْنٰا عَلىٰ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّة أَنْ يَفْقَهُوهُ (آیه 25/سوره الأنعام) sourceLink

درباره قَلْب انسان گفته‌اند به سبب تغيير و دگرگونى حالاتش چنين ناميده شده و از واژه و مفهوم قلب به آن‌گونه معانى كه اختصاص به روح و علم و شجاعت و غير اينها دارد تعبير مى‌شود.
(
ترجمه مفردات راغب
, ج3 , ص238)
sourceLink

قَلْبُ‌ الإِنْسان قيل: سمّي به لكثرة تَقَلُّبِهِ‌، و يعبّر بالقلب عن المعاني التي تختصّ‌ به من الرّوح و العلم و الشّجاعة و غير ذلك.
(
مفردات ألفاظ القرآن
, ص681)
sourceLink

كَذٰلِكَ يَطْبَعُ اَللّٰهُ عَلىٰ قُلُوبِ اَلْكٰافِرِينَ (آیه 101/سوره الأعراف) sourceLink

قلب همان عضو معروف در بدن و تنظيم كننده و جريان دهندۀ خون است كه در سينه قرار گرفته. قرآن مجيد بقلب بيشتر تكيه كرده و چيزهائى نسبت ميدهد كه بيشتر و يا همۀ آنها را امروز بمغز نسبت ميدهند.
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص25)
sourceLink

مراد از قلب چيست‌؟ آيا همان غدّۀ صنوبرى شكل است كه در سينه قرار دارد و دستگاه تلمبه خون است و در اثر انقباض و انبساطش از طرفى خون را بهمۀ بدن ميرساند و از طرف ديگر آنرا تحويل ميگيرد؟ آيا ظرف اين همه حقائق كه گفته شد اين قلب است‌؟ ممكن است بگوئيم: نه، اين قلب وظيفه‌اش فقط‍‌ جريان دادن خون در بدن و تنظيم آن است و اين كارها مال مغز است و مراد از قلب در قرآن عقل يا نفس و روح است كه ظرف و حامل اين همه چيزها است. . . بيشتر معلومات و دانسته‌هاى انسان از راه چشم و گوش است ديدن و شنيدن در واقع بوسيلۀ مغز انجام ميشود سپس قلب تحت تأثير واقع ميگردد مثلا اول مظلومى را مى‌بينيم يا مى‌شنويم آنگاه در قلب خود احساس ناراحتى مينمائيم بجرئت ميتوان گفت: مغز وسيله قلب و راه رساندن اشياء بقلب است و سپس درك و حل و فصل با قلب ميباشد، على هذا مراد از قلب در قرآن چند چيز ميتواند باشد: 1 - قلب معمولى كه بگوئيم محل آنهمه چيز كه قرآن فرموده همين قلب است. 2 - مراد از قلب، باطن و درون انسان است ولى نه همه جاى آن بلكه مركز ثقل بدن كه همان قلب و سينه و نفس است. 3 - مراد از قلب نفس مدركه و روح است. (با تلخیص)
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص27)
sourceLink

إِنْ تَتُوبٰا إِلَى اَللّٰهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمٰا (آیه 4/سوره التحريم) sourceLink

قلب همان عضو معروف در بدن و تنظيم كننده و جريان دهندۀ خون است كه در سينه قرار گرفته. قرآن مجيد بقلب بيشتر تكيه كرده و چيزهائى نسبت ميدهد كه بيشتر و يا همۀ آنها را امروز بمغز نسبت ميدهند.
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص25)
sourceLink

مراد از قلب چيست‌؟ آيا همان غدّۀ صنوبرى شكل است كه در سينه قرار دارد و دستگاه تلمبه خون است و در اثر انقباض و انبساطش از طرفى خون را بهمۀ بدن ميرساند و از طرف ديگر آنرا تحويل ميگيرد؟ آيا ظرف اين همه حقائق كه گفته شد اين قلب است‌؟ ممكن است بگوئيم: نه، اين قلب وظيفه‌اش فقط‍‌ جريان دادن خون در بدن و تنظيم آن است و اين كارها مال مغز است و مراد از قلب در قرآن عقل يا نفس و روح است كه ظرف و حامل اين همه چيزها است. . . بيشتر معلومات و دانسته‌هاى انسان از راه چشم و گوش است ديدن و شنيدن در واقع بوسيلۀ مغز انجام ميشود سپس قلب تحت تأثير واقع ميگردد مثلا اول مظلومى را مى‌بينيم يا مى‌شنويم آنگاه در قلب خود احساس ناراحتى مينمائيم بجرئت ميتوان گفت: مغز وسيله قلب و راه رساندن اشياء بقلب است و سپس درك و حل و فصل با قلب ميباشد، على هذا مراد از قلب در قرآن چند چيز ميتواند باشد: 1 - قلب معمولى كه بگوئيم محل آنهمه چيز كه قرآن فرموده همين قلب است. 2 - مراد از قلب، باطن و درون انسان است ولى نه همه جاى آن بلكه مركز ثقل بدن كه همان قلب و سينه و نفس است. 3 - مراد از قلب نفس مدركه و روح است. (با تلخیص)
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص27)
sourceLink

سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ اَلَّذِينَ كَفَرُوا اَلرُّعْبَ (آیه 151/سوره آل‏ عمران) sourceLink

قلب همان عضو معروف در بدن و تنظيم كننده و جريان دهندۀ خون است كه در سينه قرار گرفته. قرآن مجيد بقلب بيشتر تكيه كرده و چيزهائى نسبت ميدهد كه بيشتر و يا همۀ آنها را امروز بمغز نسبت ميدهند.
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص25)
sourceLink

مراد از قلب چيست‌؟ آيا همان غدّۀ صنوبرى شكل است كه در سينه قرار دارد و دستگاه تلمبه خون است و در اثر انقباض و انبساطش از طرفى خون را بهمۀ بدن ميرساند و از طرف ديگر آنرا تحويل ميگيرد؟ آيا ظرف اين همه حقائق كه گفته شد اين قلب است‌؟ ممكن است بگوئيم: نه، اين قلب وظيفه‌اش فقط‍‌ جريان دادن خون در بدن و تنظيم آن است و اين كارها مال مغز است و مراد از قلب در قرآن عقل يا نفس و روح است كه ظرف و حامل اين همه چيزها است. . . بيشتر معلومات و دانسته‌هاى انسان از راه چشم و گوش است ديدن و شنيدن در واقع بوسيلۀ مغز انجام ميشود سپس قلب تحت تأثير واقع ميگردد مثلا اول مظلومى را مى‌بينيم يا مى‌شنويم آنگاه در قلب خود احساس ناراحتى مينمائيم بجرئت ميتوان گفت: مغز وسيله قلب و راه رساندن اشياء بقلب است و سپس درك و حل و فصل با قلب ميباشد، على هذا مراد از قلب در قرآن چند چيز ميتواند باشد: 1 - قلب معمولى كه بگوئيم محل آنهمه چيز كه قرآن فرموده همين قلب است. 2 - مراد از قلب، باطن و درون انسان است ولى نه همه جاى آن بلكه مركز ثقل بدن كه همان قلب و سينه و نفس است. 3 - مراد از قلب نفس مدركه و روح است. (با تلخیص)
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص27)
sourceLink

وَ طُبِعَ عَلىٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاٰ يَفْقَهُونَ (آیه 87/سوره التوبة) sourceLink

درباره قَلْب انسان گفته‌اند به سبب تغيير و دگرگونى حالاتش چنين ناميده شده و از واژه و مفهوم قلب به آن‌گونه معانى كه اختصاص به روح و علم و شجاعت و غير اينها دارد تعبير مى‌شود.
(
ترجمه مفردات راغب
, ج3 , ص238)
sourceLink

قَلْبُ‌ الإِنْسان قيل: سمّي به لكثرة تَقَلُّبِهِ‌، و يعبّر بالقلب عن المعاني التي تختصّ‌ به من الرّوح و العلم و الشّجاعة و غير ذلك.
(
مفردات ألفاظ القرآن
, ص681)
sourceLink

وَ لٰكِنْ يُؤٰاخِذُكُمْ بِمٰا كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ (آیه 225/سوره البقرة) sourceLink

قلب همان عضو معروف در بدن و تنظيم كننده و جريان دهندۀ خون است كه در سينه قرار گرفته. قرآن مجيد بقلب بيشتر تكيه كرده و چيزهائى نسبت ميدهد كه بيشتر و يا همۀ آنها را امروز بمغز نسبت ميدهند.
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص25)
sourceLink

مراد از قلب چيست‌؟ آيا همان غدّۀ صنوبرى شكل است كه در سينه قرار دارد و دستگاه تلمبه خون است و در اثر انقباض و انبساطش از طرفى خون را بهمۀ بدن ميرساند و از طرف ديگر آنرا تحويل ميگيرد؟ آيا ظرف اين همه حقائق كه گفته شد اين قلب است‌؟ ممكن است بگوئيم: نه، اين قلب وظيفه‌اش فقط‍‌ جريان دادن خون در بدن و تنظيم آن است و اين كارها مال مغز است و مراد از قلب در قرآن عقل يا نفس و روح است كه ظرف و حامل اين همه چيزها است. . . بيشتر معلومات و دانسته‌هاى انسان از راه چشم و گوش است ديدن و شنيدن در واقع بوسيلۀ مغز انجام ميشود سپس قلب تحت تأثير واقع ميگردد مثلا اول مظلومى را مى‌بينيم يا مى‌شنويم آنگاه در قلب خود احساس ناراحتى مينمائيم بجرئت ميتوان گفت: مغز وسيله قلب و راه رساندن اشياء بقلب است و سپس درك و حل و فصل با قلب ميباشد، على هذا مراد از قلب در قرآن چند چيز ميتواند باشد: 1 - قلب معمولى كه بگوئيم محل آنهمه چيز كه قرآن فرموده همين قلب است. 2 - مراد از قلب، باطن و درون انسان است ولى نه همه جاى آن بلكه مركز ثقل بدن كه همان قلب و سينه و نفس است. 3 - مراد از قلب نفس مدركه و روح است. (با تلخیص)
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص27)
sourceLink

فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزٰادَهُمُ اَللّٰهُ مَرَضا (آیه 10/سوره البقرة) sourceLink

قلب همان عضو معروف در بدن و تنظيم كننده و جريان دهندۀ خون است كه در سينه قرار گرفته. قرآن مجيد بقلب بيشتر تكيه كرده و چيزهائى نسبت ميدهد كه بيشتر و يا همۀ آنها را امروز بمغز نسبت ميدهند.
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص25)
sourceLink

مراد از قلب چيست‌؟ آيا همان غدّۀ صنوبرى شكل است كه در سينه قرار دارد و دستگاه تلمبه خون است و در اثر انقباض و انبساطش از طرفى خون را بهمۀ بدن ميرساند و از طرف ديگر آنرا تحويل ميگيرد؟ آيا ظرف اين همه حقائق كه گفته شد اين قلب است‌؟ ممكن است بگوئيم: نه، اين قلب وظيفه‌اش فقط‍‌ جريان دادن خون در بدن و تنظيم آن است و اين كارها مال مغز است و مراد از قلب در قرآن عقل يا نفس و روح است كه ظرف و حامل اين همه چيزها است. . . بيشتر معلومات و دانسته‌هاى انسان از راه چشم و گوش است ديدن و شنيدن در واقع بوسيلۀ مغز انجام ميشود سپس قلب تحت تأثير واقع ميگردد مثلا اول مظلومى را مى‌بينيم يا مى‌شنويم آنگاه در قلب خود احساس ناراحتى مينمائيم بجرئت ميتوان گفت: مغز وسيله قلب و راه رساندن اشياء بقلب است و سپس درك و حل و فصل با قلب ميباشد، على هذا مراد از قلب در قرآن چند چيز ميتواند باشد: 1 - قلب معمولى كه بگوئيم محل آنهمه چيز كه قرآن فرموده همين قلب است. 2 - مراد از قلب، باطن و درون انسان است ولى نه همه جاى آن بلكه مركز ثقل بدن كه همان قلب و سينه و نفس است. 3 - مراد از قلب نفس مدركه و روح است. (با تلخیص)
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص27)
sourceLink

ذٰلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ (آیه 53/سوره الأحزاب) sourceLink

يعنى آن كار براى عفت و پاك‌دامنيتان بهتر و جالب‌تر است.
(
ترجمه مفردات راغب
, ج3 , ص239)
sourceLink

درباره قَلْب انسان گفته‌اند به سبب تغيير و دگرگونى حالاتش چنين ناميده شده و از واژه و مفهوم قلب به آن‌گونه معانى كه اختصاص به روح و علم و شجاعت و غير اينها دارد تعبير مى‌شود.
(
ترجمه مفردات راغب
, ج3 , ص238)
sourceLink

أي: أجلب للعفّة.
(
مفردات ألفاظ القرآن
, ص682)
sourceLink

قَلْبُ‌ الإِنْسان قيل: سمّي به لكثرة تَقَلُّبِهِ‌، و يعبّر بالقلب عن المعاني التي تختصّ‌ به من الرّوح و العلم و الشّجاعة و غير ذلك.
(
مفردات ألفاظ القرآن
, ص681)
sourceLink

وَ لَمّٰا يَدْخُلِ اَلْإِيمٰانُ فِي قُلُوبِكُمْ (آیه 14/سوره الحجرات) sourceLink

قلب همان عضو معروف در بدن و تنظيم كننده و جريان دهندۀ خون است كه در سينه قرار گرفته. قرآن مجيد بقلب بيشتر تكيه كرده و چيزهائى نسبت ميدهد كه بيشتر و يا همۀ آنها را امروز بمغز نسبت ميدهند.
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص25)
sourceLink

مراد از قلب چيست‌؟ آيا همان غدّۀ صنوبرى شكل است كه در سينه قرار دارد و دستگاه تلمبه خون است و در اثر انقباض و انبساطش از طرفى خون را بهمۀ بدن ميرساند و از طرف ديگر آنرا تحويل ميگيرد؟ آيا ظرف اين همه حقائق كه گفته شد اين قلب است‌؟ ممكن است بگوئيم: نه، اين قلب وظيفه‌اش فقط‍‌ جريان دادن خون در بدن و تنظيم آن است و اين كارها مال مغز است و مراد از قلب در قرآن عقل يا نفس و روح است كه ظرف و حامل اين همه چيزها است. . . بيشتر معلومات و دانسته‌هاى انسان از راه چشم و گوش است ديدن و شنيدن در واقع بوسيلۀ مغز انجام ميشود سپس قلب تحت تأثير واقع ميگردد مثلا اول مظلومى را مى‌بينيم يا مى‌شنويم آنگاه در قلب خود احساس ناراحتى مينمائيم بجرئت ميتوان گفت: مغز وسيله قلب و راه رساندن اشياء بقلب است و سپس درك و حل و فصل با قلب ميباشد، على هذا مراد از قلب در قرآن چند چيز ميتواند باشد: 1 - قلب معمولى كه بگوئيم محل آنهمه چيز كه قرآن فرموده همين قلب است. 2 - مراد از قلب، باطن و درون انسان است ولى نه همه جاى آن بلكه مركز ثقل بدن كه همان قلب و سينه و نفس است. 3 - مراد از قلب نفس مدركه و روح است. (با تلخیص)
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص27)
sourceLink

أَلاٰ بِذِكْرِ اَللّٰهِ تَطْمَئِنُّ اَلْقُلُوبُ (آیه 28/سوره الرعد) sourceLink

قلب همان عضو معروف در بدن و تنظيم كننده و جريان دهندۀ خون است كه در سينه قرار گرفته. قرآن مجيد بقلب بيشتر تكيه كرده و چيزهائى نسبت ميدهد كه بيشتر و يا همۀ آنها را امروز بمغز نسبت ميدهند.
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص25)
sourceLink

مراد از قلب چيست‌؟ آيا همان غدّۀ صنوبرى شكل است كه در سينه قرار دارد و دستگاه تلمبه خون است و در اثر انقباض و انبساطش از طرفى خون را بهمۀ بدن ميرساند و از طرف ديگر آنرا تحويل ميگيرد؟ آيا ظرف اين همه حقائق كه گفته شد اين قلب است‌؟ ممكن است بگوئيم: نه، اين قلب وظيفه‌اش فقط‍‌ جريان دادن خون در بدن و تنظيم آن است و اين كارها مال مغز است و مراد از قلب در قرآن عقل يا نفس و روح است كه ظرف و حامل اين همه چيزها است. . . بيشتر معلومات و دانسته‌هاى انسان از راه چشم و گوش است ديدن و شنيدن در واقع بوسيلۀ مغز انجام ميشود سپس قلب تحت تأثير واقع ميگردد مثلا اول مظلومى را مى‌بينيم يا مى‌شنويم آنگاه در قلب خود احساس ناراحتى مينمائيم بجرئت ميتوان گفت: مغز وسيله قلب و راه رساندن اشياء بقلب است و سپس درك و حل و فصل با قلب ميباشد، على هذا مراد از قلب در قرآن چند چيز ميتواند باشد: 1 - قلب معمولى كه بگوئيم محل آنهمه چيز كه قرآن فرموده همين قلب است. 2 - مراد از قلب، باطن و درون انسان است ولى نه همه جاى آن بلكه مركز ثقل بدن كه همان قلب و سينه و نفس است. 3 - مراد از قلب نفس مدركه و روح است. (با تلخیص)
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص27)
sourceLink

وَ اَللّٰهُ يَعْلَمُ مٰا فِي قُلُوبِكُمْ (آیه 51/سوره الأحزاب) sourceLink

قلب همان عضو معروف در بدن و تنظيم كننده و جريان دهندۀ خون است كه در سينه قرار گرفته. قرآن مجيد بقلب بيشتر تكيه كرده و چيزهائى نسبت ميدهد كه بيشتر و يا همۀ آنها را امروز بمغز نسبت ميدهند.
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص25)
sourceLink

مراد از قلب چيست‌؟ آيا همان غدّۀ صنوبرى شكل است كه در سينه قرار دارد و دستگاه تلمبه خون است و در اثر انقباض و انبساطش از طرفى خون را بهمۀ بدن ميرساند و از طرف ديگر آنرا تحويل ميگيرد؟ آيا ظرف اين همه حقائق كه گفته شد اين قلب است‌؟ ممكن است بگوئيم: نه، اين قلب وظيفه‌اش فقط‍‌ جريان دادن خون در بدن و تنظيم آن است و اين كارها مال مغز است و مراد از قلب در قرآن عقل يا نفس و روح است كه ظرف و حامل اين همه چيزها است. . . بيشتر معلومات و دانسته‌هاى انسان از راه چشم و گوش است ديدن و شنيدن در واقع بوسيلۀ مغز انجام ميشود سپس قلب تحت تأثير واقع ميگردد مثلا اول مظلومى را مى‌بينيم يا مى‌شنويم آنگاه در قلب خود احساس ناراحتى مينمائيم بجرئت ميتوان گفت: مغز وسيله قلب و راه رساندن اشياء بقلب است و سپس درك و حل و فصل با قلب ميباشد، على هذا مراد از قلب در قرآن چند چيز ميتواند باشد: 1 - قلب معمولى كه بگوئيم محل آنهمه چيز كه قرآن فرموده همين قلب است. 2 - مراد از قلب، باطن و درون انسان است ولى نه همه جاى آن بلكه مركز ثقل بدن كه همان قلب و سينه و نفس است. 3 - مراد از قلب نفس مدركه و روح است. (با تلخیص)
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص27)
sourceLink

إِذٰا ذُكِرَ اَللّٰهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ (آیه 2/سوره الأنفال) sourceLink

قلب همان عضو معروف در بدن و تنظيم كننده و جريان دهندۀ خون است كه در سينه قرار گرفته. قرآن مجيد بقلب بيشتر تكيه كرده و چيزهائى نسبت ميدهد كه بيشتر و يا همۀ آنها را امروز بمغز نسبت ميدهند.
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص25)
sourceLink

مراد از قلب چيست‌؟ آيا همان غدّۀ صنوبرى شكل است كه در سينه قرار دارد و دستگاه تلمبه خون است و در اثر انقباض و انبساطش از طرفى خون را بهمۀ بدن ميرساند و از طرف ديگر آنرا تحويل ميگيرد؟ آيا ظرف اين همه حقائق كه گفته شد اين قلب است‌؟ ممكن است بگوئيم: نه، اين قلب وظيفه‌اش فقط‍‌ جريان دادن خون در بدن و تنظيم آن است و اين كارها مال مغز است و مراد از قلب در قرآن عقل يا نفس و روح است كه ظرف و حامل اين همه چيزها است. . . بيشتر معلومات و دانسته‌هاى انسان از راه چشم و گوش است ديدن و شنيدن در واقع بوسيلۀ مغز انجام ميشود سپس قلب تحت تأثير واقع ميگردد مثلا اول مظلومى را مى‌بينيم يا مى‌شنويم آنگاه در قلب خود احساس ناراحتى مينمائيم بجرئت ميتوان گفت: مغز وسيله قلب و راه رساندن اشياء بقلب است و سپس درك و حل و فصل با قلب ميباشد، على هذا مراد از قلب در قرآن چند چيز ميتواند باشد: 1 - قلب معمولى كه بگوئيم محل آنهمه چيز كه قرآن فرموده همين قلب است. 2 - مراد از قلب، باطن و درون انسان است ولى نه همه جاى آن بلكه مركز ثقل بدن كه همان قلب و سينه و نفس است. 3 - مراد از قلب نفس مدركه و روح است. (با تلخیص)
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص27)
sourceLink

وَ لٰكِنْ مٰا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ (آیه 5/سوره الأحزاب) sourceLink

قلب همان عضو معروف در بدن و تنظيم كننده و جريان دهندۀ خون است كه در سينه قرار گرفته. قرآن مجيد بقلب بيشتر تكيه كرده و چيزهائى نسبت ميدهد كه بيشتر و يا همۀ آنها را امروز بمغز نسبت ميدهند.
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص25)
sourceLink

مراد از قلب چيست‌؟ آيا همان غدّۀ صنوبرى شكل است كه در سينه قرار دارد و دستگاه تلمبه خون است و در اثر انقباض و انبساطش از طرفى خون را بهمۀ بدن ميرساند و از طرف ديگر آنرا تحويل ميگيرد؟ آيا ظرف اين همه حقائق كه گفته شد اين قلب است‌؟ ممكن است بگوئيم: نه، اين قلب وظيفه‌اش فقط‍‌ جريان دادن خون در بدن و تنظيم آن است و اين كارها مال مغز است و مراد از قلب در قرآن عقل يا نفس و روح است كه ظرف و حامل اين همه چيزها است. . . بيشتر معلومات و دانسته‌هاى انسان از راه چشم و گوش است ديدن و شنيدن در واقع بوسيلۀ مغز انجام ميشود سپس قلب تحت تأثير واقع ميگردد مثلا اول مظلومى را مى‌بينيم يا مى‌شنويم آنگاه در قلب خود احساس ناراحتى مينمائيم بجرئت ميتوان گفت: مغز وسيله قلب و راه رساندن اشياء بقلب است و سپس درك و حل و فصل با قلب ميباشد، على هذا مراد از قلب در قرآن چند چيز ميتواند باشد: 1 - قلب معمولى كه بگوئيم محل آنهمه چيز كه قرآن فرموده همين قلب است. 2 - مراد از قلب، باطن و درون انسان است ولى نه همه جاى آن بلكه مركز ثقل بدن كه همان قلب و سينه و نفس است. 3 - مراد از قلب نفس مدركه و روح است. (با تلخیص)
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص27)
sourceLink

وَ بَلَغَتِ اَلْقُلُوبُ اَلْحَنٰاجِرَ (آیه 10/سوره الأحزاب) sourceLink

قَلْبُ‌ الإِنْسان قيل: سمّي به لكثرة تَقَلُّبِهِ‌، و يعبّر بالقلب عن المعاني التي تختصّ‌ به من الرّوح و العلم و الشّجاعة و غير ذلك. ¦¦
أي: الأرواح.
(
مفردات ألفاظ القرآن
, ص681)
sourceLink

درباره قَلْب انسان گفته‌اند به سبب تغيير و دگرگونى حالاتش چنين ناميده شده و از واژه و مفهوم قلب به آن‌گونه معانى كه اختصاص به روح و علم و شجاعت و غير اينها دارد تعبير مى‌شود. ¦¦
يعنى ارواح[كه در موقع مرگ و مردن به حنجره‌ها مى‌رسد]
(
ترجمه مفردات راغب
, ج3 , ص238)
sourceLink

وَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ اَلرُّعْبَ (آیه 26/سوره الأحزاب) sourceLink

درباره قَلْب انسان گفته‌اند به سبب تغيير و دگرگونى حالاتش چنين ناميده شده و از واژه و مفهوم قلب به آن‌گونه معانى كه اختصاص به روح و علم و شجاعت و غير اينها دارد تعبير مى‌شود.
(
ترجمه مفردات راغب
, ج3 , ص238)
sourceLink

قَلْبُ‌ الإِنْسان قيل: سمّي به لكثرة تَقَلُّبِهِ‌، و يعبّر بالقلب عن المعاني التي تختصّ‌ به من الرّوح و العلم و الشّجاعة و غير ذلك.
(
مفردات ألفاظ القرآن
, ص681)
sourceLink

قلب همان عضو معروف در بدن و تنظيم كننده و جريان دهندۀ خون است كه در سينه قرار گرفته. قرآن مجيد بقلب بيشتر تكيه كرده و چيزهائى نسبت ميدهد كه بيشتر و يا همۀ آنها را امروز بمغز نسبت ميدهند.
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص25)
sourceLink

مراد از قلب چيست‌؟ آيا همان غدّۀ صنوبرى شكل است كه در سينه قرار دارد و دستگاه تلمبه خون است و در اثر انقباض و انبساطش از طرفى خون را بهمۀ بدن ميرساند و از طرف ديگر آنرا تحويل ميگيرد؟ آيا ظرف اين همه حقائق كه گفته شد اين قلب است‌؟ ممكن است بگوئيم: نه، اين قلب وظيفه‌اش فقط‍‌ جريان دادن خون در بدن و تنظيم آن است و اين كارها مال مغز است و مراد از قلب در قرآن عقل يا نفس و روح است كه ظرف و حامل اين همه چيزها است. . . بيشتر معلومات و دانسته‌هاى انسان از راه چشم و گوش است ديدن و شنيدن در واقع بوسيلۀ مغز انجام ميشود سپس قلب تحت تأثير واقع ميگردد مثلا اول مظلومى را مى‌بينيم يا مى‌شنويم آنگاه در قلب خود احساس ناراحتى مينمائيم بجرئت ميتوان گفت: مغز وسيله قلب و راه رساندن اشياء بقلب است و سپس درك و حل و فصل با قلب ميباشد، على هذا مراد از قلب در قرآن چند چيز ميتواند باشد: 1 - قلب معمولى كه بگوئيم محل آنهمه چيز كه قرآن فرموده همين قلب است. 2 - مراد از قلب، باطن و درون انسان است ولى نه همه جاى آن بلكه مركز ثقل بدن كه همان قلب و سينه و نفس است. 3 - مراد از قلب نفس مدركه و روح است. (با تلخیص)
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص27)
sourceLink

لَهُمْ قُلُوبٌ لاٰ يَفْقَهُونَ بِهٰا (آیه 179/سوره الأعراف) sourceLink

قلب همان عضو معروف در بدن و تنظيم كننده و جريان دهندۀ خون است كه در سينه قرار گرفته. قرآن مجيد بقلب بيشتر تكيه كرده و چيزهائى نسبت ميدهد كه بيشتر و يا همۀ آنها را امروز بمغز نسبت ميدهند.
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص25)
sourceLink

مراد از قلب چيست‌؟ آيا همان غدّۀ صنوبرى شكل است كه در سينه قرار دارد و دستگاه تلمبه خون است و در اثر انقباض و انبساطش از طرفى خون را بهمۀ بدن ميرساند و از طرف ديگر آنرا تحويل ميگيرد؟ آيا ظرف اين همه حقائق كه گفته شد اين قلب است‌؟ ممكن است بگوئيم: نه، اين قلب وظيفه‌اش فقط‍‌ جريان دادن خون در بدن و تنظيم آن است و اين كارها مال مغز است و مراد از قلب در قرآن عقل يا نفس و روح است كه ظرف و حامل اين همه چيزها است. . . بيشتر معلومات و دانسته‌هاى انسان از راه چشم و گوش است ديدن و شنيدن در واقع بوسيلۀ مغز انجام ميشود سپس قلب تحت تأثير واقع ميگردد مثلا اول مظلومى را مى‌بينيم يا مى‌شنويم آنگاه در قلب خود احساس ناراحتى مينمائيم بجرئت ميتوان گفت: مغز وسيله قلب و راه رساندن اشياء بقلب است و سپس درك و حل و فصل با قلب ميباشد، على هذا مراد از قلب در قرآن چند چيز ميتواند باشد: 1 - قلب معمولى كه بگوئيم محل آنهمه چيز كه قرآن فرموده همين قلب است. 2 - مراد از قلب، باطن و درون انسان است ولى نه همه جاى آن بلكه مركز ثقل بدن كه همان قلب و سينه و نفس است. 3 - مراد از قلب نفس مدركه و روح است. (با تلخیص)
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص27)
sourceLink

وَ لِيُمَحِّصَ مٰا فِي قُلُوبِكُمْ (آیه 154/سوره آل‏ عمران) sourceLink

قلب همان عضو معروف در بدن و تنظيم كننده و جريان دهندۀ خون است كه در سينه قرار گرفته. قرآن مجيد بقلب بيشتر تكيه كرده و چيزهائى نسبت ميدهد كه بيشتر و يا همۀ آنها را امروز بمغز نسبت ميدهند.
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص25)
sourceLink

مراد از قلب چيست‌؟ آيا همان غدّۀ صنوبرى شكل است كه در سينه قرار دارد و دستگاه تلمبه خون است و در اثر انقباض و انبساطش از طرفى خون را بهمۀ بدن ميرساند و از طرف ديگر آنرا تحويل ميگيرد؟ آيا ظرف اين همه حقائق كه گفته شد اين قلب است‌؟ ممكن است بگوئيم: نه، اين قلب وظيفه‌اش فقط‍‌ جريان دادن خون در بدن و تنظيم آن است و اين كارها مال مغز است و مراد از قلب در قرآن عقل يا نفس و روح است كه ظرف و حامل اين همه چيزها است. . . بيشتر معلومات و دانسته‌هاى انسان از راه چشم و گوش است ديدن و شنيدن در واقع بوسيلۀ مغز انجام ميشود سپس قلب تحت تأثير واقع ميگردد مثلا اول مظلومى را مى‌بينيم يا مى‌شنويم آنگاه در قلب خود احساس ناراحتى مينمائيم بجرئت ميتوان گفت: مغز وسيله قلب و راه رساندن اشياء بقلب است و سپس درك و حل و فصل با قلب ميباشد، على هذا مراد از قلب در قرآن چند چيز ميتواند باشد: 1 - قلب معمولى كه بگوئيم محل آنهمه چيز كه قرآن فرموده همين قلب است. 2 - مراد از قلب، باطن و درون انسان است ولى نه همه جاى آن بلكه مركز ثقل بدن كه همان قلب و سينه و نفس است. 3 - مراد از قلب نفس مدركه و روح است. (با تلخیص)
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص27)
sourceLink

وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ (آیه 10/سوره الأنفال) sourceLink

درباره قَلْب انسان گفته‌اند به سبب تغيير و دگرگونى حالاتش چنين ناميده شده و از واژه و مفهوم قلب به آن‌گونه معانى كه اختصاص به روح و علم و شجاعت و غير اينها دارد تعبير مى‌شود. ¦¦
يعنى با يارى نمودن فرشتگان در جنگ به شما دلهاتان به دليرى و شجاعتتان استوار و ثابت مى‌شود و خوف و بيمتان برطرف مى‌گردد.
(
ترجمه مفردات راغب
, ج3 , ص238)
sourceLink

قَلْبُ‌ الإِنْسان قيل: سمّي به لكثرة تَقَلُّبِهِ‌، و يعبّر بالقلب عن المعاني التي تختصّ‌ به من الرّوح و العلم و الشّجاعة و غير ذلك.
(
مفردات ألفاظ القرآن
, ص681)
sourceLink

أي: تثبت به شجاعتكم و يزول خوفكم.
(
مفردات ألفاظ القرآن
, ص682)
sourceLink

كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ اَلْإِيمٰانَ (آیه 22/سوره المجادلة) sourceLink

قلب همان عضو معروف در بدن و تنظيم كننده و جريان دهندۀ خون است كه در سينه قرار گرفته. قرآن مجيد بقلب بيشتر تكيه كرده و چيزهائى نسبت ميدهد كه بيشتر و يا همۀ آنها را امروز بمغز نسبت ميدهند.
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص25)
sourceLink

مراد از قلب چيست‌؟ آيا همان غدّۀ صنوبرى شكل است كه در سينه قرار دارد و دستگاه تلمبه خون است و در اثر انقباض و انبساطش از طرفى خون را بهمۀ بدن ميرساند و از طرف ديگر آنرا تحويل ميگيرد؟ آيا ظرف اين همه حقائق كه گفته شد اين قلب است‌؟ ممكن است بگوئيم: نه، اين قلب وظيفه‌اش فقط‍‌ جريان دادن خون در بدن و تنظيم آن است و اين كارها مال مغز است و مراد از قلب در قرآن عقل يا نفس و روح است كه ظرف و حامل اين همه چيزها است. . . بيشتر معلومات و دانسته‌هاى انسان از راه چشم و گوش است ديدن و شنيدن در واقع بوسيلۀ مغز انجام ميشود سپس قلب تحت تأثير واقع ميگردد مثلا اول مظلومى را مى‌بينيم يا مى‌شنويم آنگاه در قلب خود احساس ناراحتى مينمائيم بجرئت ميتوان گفت: مغز وسيله قلب و راه رساندن اشياء بقلب است و سپس درك و حل و فصل با قلب ميباشد، على هذا مراد از قلب در قرآن چند چيز ميتواند باشد: 1 - قلب معمولى كه بگوئيم محل آنهمه چيز كه قرآن فرموده همين قلب است. 2 - مراد از قلب، باطن و درون انسان است ولى نه همه جاى آن بلكه مركز ثقل بدن كه همان قلب و سينه و نفس است. 3 - مراد از قلب نفس مدركه و روح است. (با تلخیص)
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص27)
sourceLink

خَتَمَ اَللّٰهُ عَلىٰ قُلُوبِهِمْ (آیه 7/سوره البقرة) sourceLink

قلب همان عضو معروف در بدن و تنظيم كننده و جريان دهندۀ خون است كه در سينه قرار گرفته. قرآن مجيد بقلب بيشتر تكيه كرده و چيزهائى نسبت ميدهد كه بيشتر و يا همۀ آنها را امروز بمغز نسبت ميدهند.
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص25)
sourceLink

مراد از قلب چيست‌؟ آيا همان غدّۀ صنوبرى شكل است كه در سينه قرار دارد و دستگاه تلمبه خون است و در اثر انقباض و انبساطش از طرفى خون را بهمۀ بدن ميرساند و از طرف ديگر آنرا تحويل ميگيرد؟ آيا ظرف اين همه حقائق كه گفته شد اين قلب است‌؟ ممكن است بگوئيم: نه، اين قلب وظيفه‌اش فقط‍‌ جريان دادن خون در بدن و تنظيم آن است و اين كارها مال مغز است و مراد از قلب در قرآن عقل يا نفس و روح است كه ظرف و حامل اين همه چيزها است. . . بيشتر معلومات و دانسته‌هاى انسان از راه چشم و گوش است ديدن و شنيدن در واقع بوسيلۀ مغز انجام ميشود سپس قلب تحت تأثير واقع ميگردد مثلا اول مظلومى را مى‌بينيم يا مى‌شنويم آنگاه در قلب خود احساس ناراحتى مينمائيم بجرئت ميتوان گفت: مغز وسيله قلب و راه رساندن اشياء بقلب است و سپس درك و حل و فصل با قلب ميباشد، على هذا مراد از قلب در قرآن چند چيز ميتواند باشد: 1 - قلب معمولى كه بگوئيم محل آنهمه چيز كه قرآن فرموده همين قلب است. 2 - مراد از قلب، باطن و درون انسان است ولى نه همه جاى آن بلكه مركز ثقل بدن كه همان قلب و سينه و نفس است. 3 - مراد از قلب نفس مدركه و روح است. (با تلخیص)
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص27)
sourceLink

قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ وٰاجِفَةٌ (آیه 8/سوره النازعات) sourceLink

قلب همان عضو معروف در بدن و تنظيم كننده و جريان دهندۀ خون است كه در سينه قرار گرفته. قرآن مجيد بقلب بيشتر تكيه كرده و چيزهائى نسبت ميدهد كه بيشتر و يا همۀ آنها را امروز بمغز نسبت ميدهند.
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص25)
sourceLink

مراد از قلب چيست‌؟ آيا همان غدّۀ صنوبرى شكل است كه در سينه قرار دارد و دستگاه تلمبه خون است و در اثر انقباض و انبساطش از طرفى خون را بهمۀ بدن ميرساند و از طرف ديگر آنرا تحويل ميگيرد؟ آيا ظرف اين همه حقائق كه گفته شد اين قلب است‌؟ ممكن است بگوئيم: نه، اين قلب وظيفه‌اش فقط‍‌ جريان دادن خون در بدن و تنظيم آن است و اين كارها مال مغز است و مراد از قلب در قرآن عقل يا نفس و روح است كه ظرف و حامل اين همه چيزها است. . . بيشتر معلومات و دانسته‌هاى انسان از راه چشم و گوش است ديدن و شنيدن در واقع بوسيلۀ مغز انجام ميشود سپس قلب تحت تأثير واقع ميگردد مثلا اول مظلومى را مى‌بينيم يا مى‌شنويم آنگاه در قلب خود احساس ناراحتى مينمائيم بجرئت ميتوان گفت: مغز وسيله قلب و راه رساندن اشياء بقلب است و سپس درك و حل و فصل با قلب ميباشد، على هذا مراد از قلب در قرآن چند چيز ميتواند باشد: 1 - قلب معمولى كه بگوئيم محل آنهمه چيز كه قرآن فرموده همين قلب است. 2 - مراد از قلب، باطن و درون انسان است ولى نه همه جاى آن بلكه مركز ثقل بدن كه همان قلب و سينه و نفس است. 3 - مراد از قلب نفس مدركه و روح است. (با تلخیص)
(
قاموس قرآن
, ج6 , ص27)
sourceLink

وَ قُلُوبُهُمْ شَتّٰى (آیه 14/سوره الحشر) sourceLink

أي: متفرّقة.
(
مفردات ألفاظ القرآن
, ص682)
sourceLink

قَلْبُ‌ الإِنْسان قيل: سمّي به لكثرة تَقَلُّبِهِ‌، و يعبّر بالقلب عن المعاني التي تختصّ‌ به من الرّوح و العلم و الشّجاعة و غير ذلك.
(
مفردات ألفاظ القرآن
, ص681)
sourceLink

يعنى پراكنده.
(
ترجمه مفردات راغب
, ج3 , ص239)
sourceLink

درباره قَلْب انسان گفته‌اند به سبب تغيير و دگرگونى حالاتش چنين ناميده شده و از واژه و مفهوم قلب به آن‌گونه معانى كه اختصاص به روح و علم و شجاعت و غير اينها دارد تعبير مى‌شود.
(
ترجمه مفردات راغب
, ج3 , ص238)
sourceLink

الشاهد المعنوی لـ القُلوب

لَرَأَيْتَ أَشْجَانَ قُلُوبٍ وَ أَقْذَاءَ عُيُونٍ لَهُمْ فِي كُلِّ فَظَاعَةٍ صِفَةُ حَالٍ لاَ تَنْتَقِلُ وَ غَمْرَةٌ لاَ تَنْجَلِي

همومها
(
نهج البلاغة (صبحی صالح)
, ص5)
sourceLink

أَن يحيى بن زكريا، صلوات اللّه على نبينا و عليه، كان يأْكل الجرادَ و قُلُوبَ الشجر

يعني الذي يَنْبُتُ في وَسَطها غَضّاً طَريّاً، فكان رَخْصاً مِنَ البُقولِ الرَّطْبة، قبل أَن يَقْوَى و يَصْلُبَ‌، واحدُها قُلْبٌ‌ ، بالضم، للفَرْق
(
لسان العرب
, ص688)
sourceLink

إن يحيى بن زكريا عليهما الصلاة و السلام كان يأكل الجراد و قُلُوب الشجر

يعنى الذى ينبت فى وسطها غضّا طريّا قبل أن يقوى و يصلب، واحدها: قُلْب بالضم، للفرق. و كذلك قُلْب النخلة
(
النهایة في غریب الحدیث
, ج4 , ص96)
sourceLink

كان يَحْيى بن زكريا عليهما السلام يأكل الجَرَاد و قُلُوب الشجر

في كتاب العين: يعني ما كان رَخْصاً من عُروقه التي تقوده و من أَجْوافِه. و الواحد من ذلك قُلْب ، و كذلك قَلبُ‌ النخلة شحمتها. و هي شِطْبَة بيضاء تخرجُ‌ في وسطها كأنها قُلْب فضة رخصة لينة، سميت قلباً لبياضها.
(
الفائق
, ج3 , ص122)
sourceLink

«إن يحيى بن زكريا عليه السلام كان يأكل الجَراد و قُلوبَ الشجر»

قُلوبُ‌ الشجر:ما رَخُص من أجوافها و عُروقها التى تقودها
(
المحکم و المحیط الأعظم
, ج6 , ص424)
sourceLink

أَتاكم أَهل اليَمن، هم أَرَقُّ قلوباً ، و أَلْيَنُ أَفْئِدَةً

القَلْبُ‌ : مُضْغةٌ من الفُؤَاد مُعَلَّقةٌ بالنِّياطِ. ابن سيده القَلْبُ‌ الفُؤَاد، مُذَكَّر، صَرَّح بذلك اللحياني، و الجمع: أَقْلُبٌ‌ و قُلوبٌ‌ . فوَصَفَ القلوبَ بالرِّقة، و الأَفْئِدَةَ باللِّين. و كأَنَّ القَلْبَ أَخَصُّ من الفؤَاد في الاستعمال، و لذلك قالوا: أَصَبْتُ حَبَّةَ قلبِه، و سُوَيْداءَ قلبه
(
لسان العرب
, ص687)
sourceLink

و كان يحيَى بن زكرياء يأكل الجراد و قُلوبَ‌ الشجر .

و قطَع قَلْبَ‌ النخلة و قُلبها :شحمتها و هي الجُمّار،و قطَع قِلَبَةَ‌ النخل ،و قَلَبتُ‌ النخلةَ‌ :نزعتُ‌ قُلبَها .و في يدها قُلْبُ‌ فضَّةٍ‌ :سوار شُبِّه بقُلب النخلة في بياضها.و يقال للحيّة البيضاء: قُلْبٌ‌
(
أساس البلاغة
, ص519)
sourceLink

أتاكُم أهل اليَمَن هم أرقّ قلوبا و ألينُ أفئدةً

القُلُوب : جمع القَلْب ، و هو أخصّ‌ من الفؤاد فى الاستعمال. و قيل: هما قريبان من السّواء، و كرّر ذكرهما لاختلاف لفظيهما تأكيدا. و قَلْب كل شىء: لبّه و خالصه
(
النهایة في غریب الحدیث
, ج4 , ص96)
sourceLink

القَلب : الفُؤاد. فوصف القلوب بالرِّقَّة و الأفئدة باللِّين. قال الهَروىّ‌ و غيره، و كأنّ‌ القلب أخصّ‌ من الفؤاد. و قيل: القلوب و الأفئدة قريبان، و كرّر ذكرهما لاختلاف اللَّفطين تأكيدا. قال الأزهرىّ‌: رأيت بعض العرب يسمِّى لحمة القلب كلّها و شحمها و حِجابها قلبا و فؤادا، و لم أرَهم يفرِّقون بينهما. و هو جِسْم صنوبرىّ‌ مؤلَّف من لحمٍ‌ صُلْب مُتَنَسِّج بليفٍ‌ كثير و قاعدته فى وَسَط الصَّدْر، و رأسُه الى اليَسار، و عليه غِلاف من جنس الأغشية. و اذا توقَّفت حركته مات الانسان. و يعرض ذلك من الفَزَع، فيُقال انْخَلَع فؤادُه. و فيه أربعة بُطون: بَطْن أيسر و هو أعظمها و فيه رُوح كثير و دم يسير و مَنبت الشّرايين منه، و بطن أيمن و فيه دَم كثير و روح يسير، و بطن فى الأسفل منقسم الى بَطنين و هو أصغر منها، و لها منافذ بينها.
(
کتاب الماء
, ج3 , ص216)
sourceLink

وَ قُلُوبُهُمْ قَرِحَةٌ

القلوب: جمع قلب (اقرب). دلها
(
قاموس نهج البلاغه
)
sourceLink

و قُلُوبُ الشَّجَرِ

ما ينبتُ في وسطها غضاً طريّاً
(
الطراز الأول
, ج2 , ص414)
sourceLink

قوم رقيقة قلوبهم

القلب:هو الفؤاد،و قيل:هو أخصّ منه،و قيل:هما سواء،و الجمع:قلوب؛مثل فلس و فلوس.و عن بعض أهل التحقيق أنّ القلب يطلق على معنيين؛أحدهما:اللحم الصنوبريّ الشكل،المودع في الجانب الأيسر من الصدر،و هو منبع الروح و معدنه،و هذا المعنى من القلب موجود للبهائم بل للميّت.الثاني:لطيفة ربّانيّة و روحانيّة،لها بهذا القلب تعلّق،و تلك اللطيفة هي المعبّر عنها بالقلب تارة،و بالنفس أخرى،و بالروح أخرى،و بالإنسان أيضا،و هو المدرك العالم العارف،و هو المخاطب و المطالب و المعاقب(مجمع البحرين).
(
غریب الحدیث في بحار الأنوار
, ص661)
sourceLink

ضرب المثل القُلوب

غشّ القلوب يظهر فى فلتات الألسن و صفحات الوجوه

(
مجمع الأمثال
, ج2 , ص13)
sourceLink

فى بعض القلوب عيون

(
مجمع الأمثال
, ج2 , ص37)
sourceLink

القُلوب في الاصطلاح

الْقُلُوبُ

انظر أفعال القلوب في«ظنّ»و أخواتها.
(
موسوعة النحو و الصرف و الإعراب
, ص532)
sourceLink

هي أفعال القلوب، أي التي معانيها قائمة بالقلب، و هي أربعة أقسام: 1 - ما يفيد الخبر يقيناً، و أفعاله: «وَجَدَ، ألفى، درى، تعلّمْ (بمعنى اعلمْ‌). 2 - ما يفيد الخبر رُجحاناً، و أفعاله: «جَعَلَ‌، حَجَا، عَدَّ، هَبْ‌، زَعَمَ‌». 3 - ما يرد بالوجهين، و الرُجحان هو الغالب، و أفعاله: «ظنّ‌، حسب، خال». 4 - ما يرد بالوجهين، و اليقين هو الغالب، و فعلاه: «علم، رأى».
(
المعجم المفصل في علوم اللغة
, ص472)
sourceLink

جمع القلب(قانون/ج 220/1)
(
‏اصطلاحات پزشکی
, ص156)
sourceLink

كسنور و القليب كفسيق،هو الذئب.
(
بحر الجواهر
, ص312)
sourceLink

مداخل لها جذر واحد لـ القُلوب

القاف و اللام و الباء أصلانِ‌ صحيحان: أحدهما يدلّ‌ على خالِص شَىءٍ و شَريفِه، و الآخَرُ على رَدِّ شىءٍ من جهةٍ‌ إلى جهة.(معجم مقاییس اللغة , ج5 , ص17)sourceLink

الأسماء

القُلَّبِيّالتّقلُّبيَّةمصدر ثلاثی مزید باب تفعّلالمُتقلِّباسم فاعل ثلاثی مزید باب تفعّلالقِلَّيْبجامد غیر مصدری ثلاثی مجرد باب فعَل یفعُلالتَّقليبمصدر ثلاثی مزید باب تفعیلالقَلِيبانجامد غیر مصدری ثلاثی مجرد باب فعَل یفعِلالمُنقلَبمشتق ثلاثی مزید باب انفعال/مصدر ثلاثی مزید باب انفعالالقِلَّوْبجامد غیر مصدری ثلاثی مجرد باب فعَل یفعُلالتَّقلّبمصدر ثلاثی مزید باب تفعّلالقِلِّيبجامد غیر مصدری ثلاثی مجرد باب فعَل یفعُلالقُلْبجامد غیر مصدری ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَلالقُلَّبمشتق ثلاثی مجرد باب فعَل یفعِلالقَيْلَبُونمشتق رباعی القُلّوبجامد غیر مصدری ثلاثی مجرد باب فعَل یفعُلالقِلَّبمشتق ثلاثی مجرد باب فعَل یفعِلالانْقِلابِيّمصدر ثلاثی مزید باب انفعالالمَقْلُوبيَّةمصدر صناعی ثلاثی مجرد /مصدر ثلاثی مجرد القَلْبِيّالإقلابمصدر ثلاثی مزید باب إفعالالقُلوبجامد غیر مصدری ثلاثی مجرد باب فعَل یفعِلالقَلِيبالأَقْلَبمشتق ثلاثی مجرد المَقْلَبمشتق ثلاثی مجرد باب فعَل یفعِلالقَلَبمصدر ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَلالقِلُّوْبجامد غیر مصدری ثلاثی مجرد باب فعَل یفعُلالقَلْبَةمصدر ثلاثی مجرد باب فعَل یفعُلالقَلّوبجامد غیر مصدری ثلاثی مجرد باب فعَل یفعُلقَلَبَ يقلِبقَلَبَ يقلِبالقَلَبَةمصدر ثلاثی مجرد باب فعَل یفعُلالقَالِبمشتق ثلاثی مجرد باب فعَل یفعُلالاِنْقِلَابمصدر ثلاثی مزید باب انفعالالقَالَبمشتق ثلاثی مجرد باب فعَل یفعُلالقَلَّابمشتق ثلاثی مجرد باب فعَل یفعِلالمُقَلِّباسم فاعل ثلاثی مزید باب تفعیلالمُنقلِباسم فاعل ثلاثی مزید باب انفعالالمُقَوْلِبمشتق رباعی القُلَّيْبجامد غیر مصدری ثلاثی مجرد باب فعَل یفعُلالقَوَالِبجامد غیر مصدری ثلاثی مجرد باب فعَل یفعِلالقَلوبمشتق ثلاثی مجرد باب فعَل یفعُلالاسْتِقْلابمصدر ثلاثی مزید باب استفعالالقَوْلَبةجامد غیر مصدری رباعی القِلَابجامد غیر مصدری ثلاثی مجرد باب فعَل یفعُلالقِلَّابجامد غیر مصدری ثلاثی مجرد باب فعَل یفعُلالقُلْبَةجامد غیر مصدری ثلاثی مجرد باب فعَل یفعُلالقُلَابجامد غیر مصدری ثلاثی مجرد باب فعَل یفعُلالقِلْبمصدر ثلاثی مجرد باب فعَل یفعِلالمَقْلُوبمشتق ثلاثی مجرد باب فعَل یفعِلالقَلْبمصدر ثلاثی مجرد باب فعَل یفعِلالقَلْبَاءمشتق ثلاثی مجرد باب فعَل یفعِل
typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.