وَ اَلْمُطَلَّقٰاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ (آیه 228/سوره البقرة) 
اصل - طَلاَق - رهايى و خالى شدن از پيوند و عهد و پيمان است، گفته مىشود: أَطْلَقْتُ البعيرَ من عقاله: شتر را از پا بندش باز و رها كردم. طَلَّقْتُهُ و هو طَالِقٌ بلا قيد: او را بدون قيد و بند رها كردم، و از اين معنى عبارت: طَلَّقْتُ المرأةَ: زن را طلاق دادم استعاره شده است، مثل - خلّيتها - راهش را بازگذاردم، و آن زن را هم - طالق گويند يعنى باز شده از قيد و بند نكاح. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص496) 
مفهوم اين آيه براى طلاق رجعى و غير رجعى عموميّت دارد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص497) 
أصل اَلطَّلاَقِ: التّخليةُ من الوثاق، يقال: أَطْلَقْتُ البعيرَ من عقاله، و طَلَّقْتُهُ، و هو طَالِقٌ و طَلِقٌ بلا قيدٍ، و منه استعير: طَلَّقْتُ المرأةَ، نحو: خلّيتها فهي طَالِقٌ، أي: مُخَلاَّةٌ عن حبالة النّكاح. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
وَ اَلْمُطَلَّقٰاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ، فهذا عامّ في الرّجعيّة و غير الرّجعيّة، و قوله: وَ بُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ، خاصّ في الرّجعيّة، 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص523) 