bookmark

معنای توبان

توبان [ tubān ]

بر وزن خوبان تنبان چرمى كه كشتى‌گيران پوشند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص253)
sourceLink

- [بوزن چوپان] شلوار پوست باشد كه كشتى‌گيران پوشند. مثالش شمس فخرى گويد: شعر فغان و زارى برخيزد از زمين و زمان بگاه كشتى كينت چو بر كشد توبان
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص317)
sourceLink

شلوارى تنگ باشد كه كشتى‌گيران دارند و بتازى«تبان»گويند.
(
صحاح الفرس
, ص238)
sourceLink

[اسم‏] [فارسی‏] تنبان چرمى كشتى‌گيران.
(
فرهنگ نفیسی
, ج2 , ص994)
sourceLink

ازار كشتى‌گيران.منجيك گويد: بازم خبر آمد كه يكى توبان كردست#مر خفتن شب را ز دبيقى و ز ديبا
(
فرهنگ قواس
, ص154)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.