bookmark

معنای بكياسا

بكياسا [ bekyāsā ]

بالكسر و ياى تحتانى،پشتۀ كوچك كه بالاى بار كنند،و سرر باى نيز گويند.
(
فرهنگ رشیدی
, ص329)
sourceLink

به كسر اول و سكون ثانى و تحتانى و سين بى‌نقطه هر دو به الف كشيده سربارى را گويند و آن بستۀ كوچكى است كه بر بالاى بار ستور بندند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص155)
sourceLink

بالكسر با ياء تحتانى بستۀ كوچك كه در روى بار استر و خر كذارند و آن را سربارى نيز كويند
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص183)
sourceLink

- [بكسر با و سكون كاف و ياى حطى و سين مهمله] در ادات الفضلا بمعنى تمليت باشد يعنى بار اندك و بمعنى گليم نيز آمده و در تحفة السعادة بباى فارسى آورده همين بمعنى تمليت و بس و در فرهنگ بكياسبا آورده [بسكون سين مهمله باضافۀ باء] بمعنى بستۀ كوچكى كه بالاى بار نهند و سربارى نيز گويند.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص118)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]سربار و بستۀ كوچكى كه بر بالاى بار ستور گذارند.
(
فرهنگ نفیسی
, ص630)
sourceLink

تمليت نيز گليم.
(
فرهنگ قواس
, ص155)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.