پالنگ بضم لام و سكون نون،پا افزار چرمى،و پايتابه،و ذر فرهنگ هندوشاه بباى تازى و كسر لام و سكون ياو كاف تازى،و در نسخۀ سرورى بفتح لام و سكون نون و گاف پارسى،و اكثرى بباى فارسى و يا گفتهاند،رودكى گويد: بيت از خر و پالنگ آن جايى رسيدم كه همى موزۀ چينى ميخواهم و اسپ تازى و صحيح پالنگ است بضم لام و سكون نون،بمعنى پايتابه،و معنى تركيبى لنگ پا،چنانكه در فرهنگ سامانى گفته،و صاحب فرهنگ جهانگيرى و هندو شاه را در در لفظ و معنى توهم و اشتباه شده. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص235) 
به فتح ثالث بر وزن شالنگ كفش و پاى افزار چرمى باشد و دريچۀ كوچكى را نيز گويند كه به يك چشم از آن نگاه كنند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص184) 
[اسم][فارسی]كفش و پاافزار چرمى.و دريچۀ كوچكى كه بيك چشم از آن نگاه كنند.و بستر و خوابگاه.و يك قسم ميوهاى.و [اسم خاص]نام رودخانهاى. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص707) 
(اسم مرکب) كفش و پاىافزار چرمى. پاچنگ. ¦¦پاىتابه. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص549) 
پاافزار چرمين. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص155) 