bookmark

معنی فرسب

فرسب

بفتحتين،همان افرسب مرقوم يعنى شاه تير،فردوسى گويد: مصراع سر و پاش چون آبنوسى فرسب
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1030)
sourceLink

به فتح اول و ثانى و سكون ثالث و باى ابجد و باى فارسى هر دو آمده است به معنى شاه تير و آن چوب بزرگى باشد كه بام خانه را بدان پوشند و جامهاى الوان را نيز گويند كه در ايام عيد و نوروزهاى جشن به جهت زينت و آرايش بر در و ديوار و دكانها و سقف خانه‌ها كشند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص654)
sourceLink

- [بفتح فا و راى مهمله و سكون سين مهمله] درختى باشد كه بام خانه را بآن پوشند [2]. مثالش شهنامه: بيت سروهاش چون آبنوسى فرسب چو خشم آورد بگذراند ز اسب و در نسخۀ ميرزا بمعنى جامه كه از براى زينت بر سر خانها كشند نيز آمده.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص950)
sourceLink

بفتح اول بمعنى شاه‌تير كه بام خانه را بدان پوشند فردوسى كفته سراپاش چون آبنوسى فرسب
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص543)
sourceLink

(اسم) فرسپ. شاهتير و آن چوبى بزرگ است كه بام خانه را بدان پوشند. بالار. شاخ كه همان تير بزرگ باشد. عارضه. حمال. ¦¦جامههاى الوان كه در ايام عيد نوروز و جشنها بهجهت زينت و آرايش بر در و ديوار دكانها و سقف خانهها كشند.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2104)
sourceLink

جامه‌اى كه بدو بام را پوشند. رودكى گويد : بامها را فرسب خرد كنى#از گرانيت گر شوى بر بام
(
فرهنگ قواس
, ص151)
sourceLink

فرسب ( farsab )و فرسپ

[اسم‏][فارسی‏]شاه تير و چوب بزرگى كه بام خانه را بدان پوشند.و جامه‌ها و پارچه‌هاى الوانى كه در ايام نوروز و روزهاى جشن در و ديوار دكانها و خانه‌ها را بدانها آرايش كنند.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2541)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.