شيرزنه چوبى كه بدان ماست شورانند،تا مسكه از دوغ جدا شود،و آنرا آنين و بستو نيز گويند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص971) 
به فتح رابع و نون چوبى را گويند كه بدان ماست را بشورانند و بر هم زنند تا مسكه از دوغ جدا شود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص596) 
- آلتى باشد كه شير را بر هم زنند و آن را چق و چغ بقاف و غين معجمه نيز گويند . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص902) 
بر وزن نيمتنه چوبى كه بدان مسكه از ماست جدا كنند و آن را بعربى ابريج بالكسر و ممخضه بكسر ميم و فتح خاء كويند 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص525) 
[اسم][فارسی]چوبى كه بدان ماست را مىشورانند تا مسكه آرد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص2111) 
(اسم مرکب) چوبى كه بدان ماست را بههم مىزنند تا مسكه آرد. ¦¦خمرۀ كرهگيرى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1867) 
شيرزنه آنچه بدو جغرات زنند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص136) 