سقلاطون شهريست در روم كه سقلات و جامها در ان مىبافند،و چون اكثر پارچۀ سياه،و كبود در ان ميبافند،شعرا هر چه سياه و كبود باشد بدان شهر نسبت دهند، چنانكه جمال الدين عبد الرزاق گويد: بيت چو از حديقۀ مينا و چرخ سقلاطون نهفته گشت علامات مهر آينه گون و ملا سرورى كاشى گويد:بخاطر ميرسد كه سقلاطون در اصل سقلاطگون بوده باشد يعنى كبود،چه در قديم رنگ سقلاط منحصر در كبود بود،پس گاف را انداخته سقلاطون كردهاند،و اين قياس است،و در لغت مسموع نيست. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص867) 
بر وزن افلاطون به معنى سقرلات است و جامۀ نخجوانى را نيز گويند و بعضى گويند نام شهرى است كه سقرلات منسوب به آن شهر است و به معنى رنگ و لون هم آمده است و بعضى گويند رنگ كبود است چه سقلاطون در اصل سقلاطگون بوده است و كاف به كثرت استعمال افتاده سقلاطون شده و در قديم رنگ سقرلات منحصر در كبود بوده است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص517) 

توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص1909) 
(معرب ، اسم) نوعى پارچۀ ابريشمى زردوزى شده كه آن را در بغداد مىبافتند و شهرت بسيار داشته. سقرلاط. سقلاط. سقلطون. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1697) 
جامۀ پشمين فرنگ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص152) 
سقلاطون و سقلاطين - سقرلات باشد و جامۀ نخجوانى را نيز گويند. كذا فى الادات مثالش حكيم سنائى گويد: بيت نگوئى كز چه مىگيرد چكاو الحان موسيقار نگوئى كز چه مىپوشد تذر و انواع سقلاطون و در قاموس مسطورست كه سقلاطون نام شهريست در روم كه سقلاط منسوبست بآن اما از ابيات استادان بمعنى لونى از الوان ظاهر مىشود چنانكه رشيد وطواط گويد: [بيت] چو از حديقۀ ميناى چرخ سقلاطون نهفته گشت علامات چتر آينه گون و جمال عبد الرزاق نيز گويد: [بيت] نه كله بندد شام از حرير غاليه رنگ نه حله پوشد صبح از نسيج سقلاطون و اثير اخسيكتى نيز گويد: [بيت] از پى كامش هوا بر كارگاه اعتدال مهرهاى بر روى اين ديباى سقلاطون ز دست و بخاطر مىرسد كه بمعنى كبود باشد و در اصل سقلاطگون بوده [كاف] را انداختهاند سقلاطون شده و در قديم رنگ سقلاط منحصر در كبود بوده. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص784) 