شاهين مرغيست شكارى،و آنچه از چوب و آهن سازند،و هر دو كفۀ تراز و از ان آويزند،و هر دو معنى در عربى نيز استعمال يافته. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص915) 
بمعنى مرغ شكارى،و بمعنى عمود ترازو معرب است،اما نگفته كه در اصل پارسى چه بوده،و ظاهرا كه اين از ان قسم است،كه بجنس بىتغير در عربى نقل شده،و اختلاف در احكام است،چون الف و لام،و انصراف و عدم انصراف،اما شاهين كه در كيميا و احيا و كتب فقه شافعيه واقع شده بمعنى نيى است كه شبانان و حاجيان نوازند،و بدينمعنى نيز معرب است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص71) 
بر وزن لاچين معروف است و آن پرندهاى باشد شكارى و زننده از جنس سياه چشم و زبانۀ ترازو و چوب ترازو را نيز گويند و به معنى تكيهگاه هم به نظر آمده است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص557) 
دو معنى دارد:اول چوبى باشد كه دو كفۀ ترازو(بدان)بسته باشند.شاعر گفت: بيت گر روز سخا وزن كنند آنچه تو بخشى سياره و افلاك سزد كفۀ شاهين دوم جانوريست شكارى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص246) 
[اسم][فارسی]قسمى از باز شكارى.و زبانۀ ترازو.و چوب ترازو. و تكيهگاه. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
[اسم][عربی]-مأخوذ از فارسى-قسمى از باز شكارى.[جمع]شواهن و شواهين. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص1998) 
پرندهايست شكارى از جنس سياهچشم و آنچه از چوب و آهن مىسازند و هر دو كفّه ترازو را از ان آويزند نيز كويند 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص500) 
دستينۀ ترازو است،هم سوزنى گويد: خاك خراسان و خاك مملكت چين#همچو دوپله و لب جيحون شاهين 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص142) 
(اسم) پرندهاى با بالهاى بلند و دم و پاهاى كوتاه و پنجۀ باز و درشت منقار و گردن دراز و چشمهاى درشت و تيزبين كه به رنگ سرخ و سياه ديده مى شود و بدان شكار كنند.يكى از مرغان شكارى بسيار جسور و باشهامت است كه جثهاش از قوش كوچكتر است بهعلت جسارتى كه دارد گاهى بهعقاب و قوش حمله مىكند.همه جا ديده مىشود، بهويژه در سرزمينهاى بيشهزار و كوهستانى.در وجه تسميۀ اين پرنده بهشاهين گويند چون در سيرى و گرسنگى نهايت اعتدال را نگاه مىدارد بهشاهين ترازو در اعتدال تشبيه شده است.|| چوب ترازو.دستۀ ترازو.چوب ترازو.آنچه از چوب يا آهن سازند و بر هر سر آن يك كفۀ ترازو آويزند.|| زبانۀ ترازو.|| تكيهگاه. || (اصطلاح نجوم) برج ميزان.|| يكى از آلات بادى موسيقى در قديم. -شاهين بحرى؛ نوعى از مرغان شكارى آبى است. -شاهين زرين؛ علامت و نشان پرچم يران در زمان هخامنشيان. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1772) 
دو شاهين [اسم] [فارسی] دستۀ ترازو. و يكى از اشكال فلكى كه نسر طائر و چنگ رومى باشد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1556) 