سازو رژه بود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص158) 
سازو بضم زا،ريسمان ليف خرما در غايت محكمى،و لهذا ريسمان باز را ساز و باز گويند،سنايى گويد: بيت ملك را عدل گر چه چون سازوست ملك بىتيغ دست بىبازوست 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص817) 
بر وزن بازو ريسمانيست در غايت استحكام كه از ليف خرما تابند و در كشتى و جهاز بزرگ آن را به كار دارند و گاهى دزدان را نيز بدان به حلق كشند و ريسمان علفى را نيز گويند و به عربى شريطه خوانند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص481) 
- [بضم زاى معجمه] ريسمانى كه از ليف خرما كنند در نهايت محكمى و ريسمان باز را سازوباز گويند . مثالش حكيم سنائى گويد: شعر ملك را عدل گرچه چون سازوست ملك بىتيغ دست بىبازوست 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص795) 
بر وزن بازو بضم راء ريسمان ليف خرما كه در غايت محكمى باشد و ريسمانباز را كه بر سر سازو رود و بازى كند سازو باز كويند چنانكه حكيم سنائى كفته ملك را عدل كرچه چون سازو است ملك بىتيغ و دست بىبازو است 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص449) 
(اسم) ريسمانى است بسيار محكم كه از ليف خرما بافته مىشود. كمبار. ¦¦ليف خرما. ¦¦ريسمان علفى. شريطه. ريسمان علفى خشن. ¦¦از آلات درودگران. ظاهراً نخى نازك و تابيده كه براى ميزان كردن چوب و تخته در موردى كه امروز خطكش به كار مىبرند به كار مىرفتهاست. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1627) 
[اسم][فارسی]ريسمان بسيار مستحكمى كه از ليف خرما بن سازند.و شريطه و هر ريسمان علفى.و ريسمان باز. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص1816) 