bookmark

معنای باشامه

باشامه

به فتح ميم چادر و معجرى باشد كه زنان بر سراندازند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص119)
sourceLink

معجرى كه زنان بر سر اندازند آن را باشومه و باشام نيز كفته‌اند و بعربى مقنعه كويند شاعر كفته دريده تا پيكر جامه در بر فكنده لاله كون باشامه از سر
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص146)
sourceLink

(اسم) چادر. معجرى كه زنان بر سر اندازند. مقنعه. سرپوش زنان از حرير مثل چادر و چارقد و غيره. ¦¦پرده.
(
لغت نامه دهخدا
, ص335)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]چادر و مقنعه و معجرى كه زنان بر سر اندازند.
(
فرهنگ نفیسی
, ص515)
sourceLink

سرپوش چون دامنى و چادر و جز آن.
(
فرهنگ قواس
, ص150)
sourceLink

باشامه و باشومه و باشام

سرانداز زنان كه بتازى مقنعه گويند،فخر گرگانى گويد: بيت دريده ماه پيكر جامه در بر فگنده لاله گون با شامه از سر
(
فرهنگ رشیدی
, ص206)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.