السِّخِّيْنُ دستهى گاو آهن ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
بيل ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
چاقو يا كارد قصاب 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص480) 
المَرُّ الذي يُعْمَل به في الطِّين 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحیط في اللغةالمحیط في اللغة
, ج4 , ص264) 
المسحاة ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
سكِّين الجزّار ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
مِقبَض المحراث 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص326) 
مَرُّ المِحْراث،يعني ما يَقْبِضُ عليه الحَرَّاثُ منه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص586) 
المِسْحَاةُ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم المفصل في الجموعالمعجم المفصل في الجموع
, ص219) 
الساخن. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
الضَّرب الحارُّ الشديد المؤلم. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
مَقبِض المحراث. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
مِسْحاةٌ مُنْعَطِفةٌ. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
سِكِّين الجزَّار. (ج) سَخاخِينُ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص422) 
المِسْحاةُ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص99) 
المِسحاة المنعطفة،الجمع: السَّخاخين . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الإفصاح في فقه اللغةالإفصاح في فقه اللغة
, ج2 , ص1067) 
مِسْحَاةٌ منعطِفة، بلغة عبد القيس. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الصحاح (للجوهري)الصحاح (للجوهري)
, ج5 , ص2134) 
قال ثعلب - عن ابن الأعرابيِّ -: هو المِعْزَقُ و السِّخِّينُ . ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
قلت: وَ سمعتُ غيرَ واحد من أعراب بني سعد يقولون لِلْمَرِّ الذي يُعمل به في الطِّينِ : السِّخِّينُ ، و جَمْعُه السَّخَاخِينُ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج7 , ص82) 
و السِّخِّين بلغة عبد القيس،و الجمع سخاخين :مسحاة منقلبة على هيئة القَدُوم. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص600) 
و ماء سَخين ،و مُسَخَّن ،و سِخِّين ،و سُخاخين : سُخْن ; 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج5 , ص80) 
واحدها: سِخِّين ،بلغة عبد القيس. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
مَرُّ المِحراث،عن ابن الأعرابىّ ; يعنى ما يَقبض عليه الحَرّاث منه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج5 , ص82) 
و ماء سَخِينٌ و مُسَخَّنٌ و سِخِّين و سُخاخِينٌ : سُخْنٌ ، و كذلك طعام سُخاخِين . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج13 , ص205) 
و السَّخاخِينُ المَساحِي، واحدها سِخِّينٌ ، بلغة عبد القيس، و هي مِسْحاة مُنْعَطِفة. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
مَرُّ المِحْراث; عن ابن الأَعرابي، يعني ما يَقْبِضُ عليه الحَرَّاثُ منه; 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج13 , ص207) 
سخّين آب گرم و نوعى از بيل لب برگشته كه بآن گل از زمين بركنند 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ کنز اللغاتفرهنگ کنز اللغات
, ج2 , ص772) 
ضَرْبٌ سِخِّين ضربهى دردناك. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص480) 
حارٌّ مُؤْلِم شديد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص586) 
حارّ مؤلم شديد (اللسان). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج2 , ص774) 
حارٌّ مُؤْلِم شديد; 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج13 , ص206) 
ماءٌ سِخِّين آب گرم 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص480) 
حارّ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
ضربٌ سِخِّين:مُؤلِم 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص326) 
سُخْنٌ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص586) 
اَي: حارٌّ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج2 , ص641) 