المُضِيّ مصدر است 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص833) 
ذهاب،فوات:«مُضيّ وقت»،«مُضيّ سانحة» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1346) 
مضَى فى حاجته يمضِي مُضِيّا و مَضَاء :ذهب.و-إلى كذا:توجّه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الإفصاح في فقه اللغةالإفصاح في فقه اللغة
, ص261) 
المُضِيُّ فى الحَرْبِ همواره در جنگ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص833) 
مُتابَعَتُها 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1346) 
ادامه يا پيگيرى جنگ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص651) 
المُضِيّ في كذا ادامه و استمرار 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص833) 
مضی گذشتن و رفتن و رنج كشيدن 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ کنز اللغاتفرهنگ کنز اللغات
, ج2 , ص1306) 
مُضِيّ عزيمت،رهسپارى،ترك؛گذشت، گذشتن؛مرور،انقضا(دوره،مدت). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص651) 
مُضِيّ فى پيگيرى،تداوم،پشتكار(در امرى)؛نفوذ(به عمق چيزى)،بينشِ عميق(نسبت به امرى)،بصيرتِ كامل(در كارى)؛اجرا،تعقيب،پيگيرى(در قصدى،برنامهاى،طرحى). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص651) 
بَعْدَ مُضيِّ أُسْبُوعَين پس از گذشت دو هفته. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص651) 