bookmark

معنای آژينه

آژينه

آلتى كه بدان چيزها را بياژنند،و تخصيص صاحب جهانگيرى بآلتى كه سنگ آسيا بدان بياژنند و آسياژنه نيز گويند ناموجه است.
(
فرهنگ رشیدی
, ص108)
sourceLink

با زاى فارسى بر وزن آيينه آلتى باشد از فولاد كه سنگ آسيا را بدان تيز كنند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص32)
sourceLink

- [به زاى فارسى و نون بوزن آدينه] آلتى باشد كه بدان آسيا را تيز كنند. آسيازنه نيز گويند.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص108)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]افزارى از فولاد كه سنگ آسيا را بدان تيز نمايند.و سوهان خرد و كوچك.
(
فرهنگ نفیسی
, ص26)
sourceLink

(اسم) آزينه. وسيلۀ آهنى چون كلنگ با دندانههاى درشت و دستۀ چوبين كه سنگ آسيا را از درونسوى بدان نقر كنند تا دانه را بهتر خرد كند. آسيازَنه. آسافزون. منقار. آسياآژن.
(
لغت نامه دهخدا
, ص34)
sourceLink

منقار آسيا.
(
فرهنگ قواس
, ص179)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.