جَلَّسَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفعیل
bookmark

معنای جَلَّسَ

جَلَّسَ

مكَّن من الجُلوس:«جَلَّسَ‌ مريضًا على كُرْسيٍّ‌ نَقَّالٍ‌» ¦¦
قوَّم،جعَل سويًّا: «جَلَّسَ‌ قضيبَ‌ حديد مُعْوجًّا»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص210)
sourceLink

جَلَّسَهُ

آن چيز را راست و استوار كرد ¦¦
او را براى نشستن كمك كرد.
(
فرهنگ ابجدی
, ص301)
sourceLink

مكَّنه من الجلوس
(
المنجد فی اللغة
, ص98)
sourceLink

مداخل هم ریشه جَلَّسَ

الجيم و اللام و السين كلمةٌ‌ واحدة و أصل واحد،و هو الارتفاع فى الشئ.(معجم مقاییس اللغة , ج1 , ص473)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.