تَقَاطَعَ تلاقى و تشابك: «تَقاطَعت خُطوط»،«تقاطَعت طُرُق» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
قطع أحدهما الآخر و تَفرّعا مُفْتَرقَيْن في اتّجاهات مُخْتلفة: «تقاطَعَ شارعان» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
قطعَ أحدهما الآخر:«تقاطعَ خطّان» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
هَجَر أحدُهما الآخَر:«تقاطع صديقان» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1171) 
جدا شدن،از هم پاشيدن؛از يكديگر جدا شدن؛با هم قطع رابطه كردن(از يكديگر)پيوند گسستن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص550) 
تَقَاطَعَا ضدّ تواصلا 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج4 , ص368) 
ضِدُّ تَوَاصَلاَ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج11 , ص387) 
تَقَاطَعَ الشّارعان أو المستقيمان قطع الواحد الأخر عرضا 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص620) 
تَقاطَعَتْ أَرْحامُهُمْ تَحاصَّتْ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص396) 
تَحاصَّتْ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج8 , ص280) 
تَحَاصَّتْ و هو مَجازٌ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج11 , ص388) 
تَحاصَّتْ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ص162) 
تَقَاطَعَ الشَّيْءُ بعضى از آن چيز از بعضى ديگر جدا شد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص246) 
بان بعضُه من بعض ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
تَقَاطَعَا: ضدّ تواصلا 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص640) 
بان بعضهُ من بعض 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج4 , ص368) 
بانَ بعضُه من بعض 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص395) 
بان بعضُه من بعض 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص745) 
بانَ بعضُه من بعض. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج8 , ص277) 
بانَ بَعْضُهُ من بَعْضٍ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج11 , ص387) 
بان بعضه من بعض. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ص160) 
تَقَاطَعَ الرجُلان آن دو مرد از يكديگر جدا شدند.اين واژه ضدّ (تَوَاصَلَ)است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص246) 
يقال: تقاطَعَ الرّجُلان، إذا تصارما. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم مقاییس اللغةمعجم مقاییس اللغة
, ج5 , ص101) 
تَقَاطَعَ الأقرباء لم يتواصلوا 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص620) 
تَقَاطَعَ ارحامهم تحاصَّت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج4 , ص368) 
تَقَاطَعَ القومُ تَصارَمُوا 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص396) 
هجر بعضُهم بعضاً. و يقال: تقاطعت أَرحامُهم. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص745) 
تَصارَمُوا. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج8 , ص280) 
تَصارَموا. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ص162) 
تَقَاطَعَ مع از ميان بريدن،يكديگر را قطع كردن(مثلاً:خطّها،جادهها،و غيره همديگر را)، از هم گذشتن،تقاطع كردن،بههم رسيدن، برخوردن(چيزى يا چيزى ديگر). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص550) 