المَحْمِيّ موضوعي كه زير نظر و حمايت است ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
كسيكه به نظام حمايت گردن نهاده است 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص792) 
الاسد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ص731) 
الأَسد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص201) 
ما وُضع بمَنْجًى من إنسان أو حيوان،مَصون: «أَرْضٌ مَحْميَّة من المواشي» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
-ج مَحْميُّون:ما يكون في حماية شيء:«مُسلَّحون مَحْميُّون بمِتْراس» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
شخص تحت حماية ذي سُلطان أو تحت رعايته 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص336) 
الحامِي و المَحْمِيُّ كِلاهُما: الأَسَدُ الأَوَّل لحِمَايتِه و الثَّاني لكَوْنِه مَمْنوعاً 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج19 , ص346) 
الحامِي و المَحْمِيُّ : الأسَدُ; كذا في التكْمِلَةِ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج19 , ص347) 
و كَلأٌ حِمى : مَحْمِىّ . ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
و عُشْبٌ حَمِىّ : مَحْمِىّ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج3 , ص453) 
- و كَلَأٌ حِمًى ، كرِضًى: مَحْمِيٌّ . و قد حَماهُ حَمْياً و حَمْيَةً و حِمايَةً ، بالكسر، و حَمْوَةً . ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
- و الحَمِيُّ ، كغَنِيٍّ : المريضُ المَمْنوعُ مما يَضُرُّهُ ، و كلُّ مَحْمِيٍّ ، و من لا يَحْتَمِلُ الضَّيْمَ . - و الحِمَى كإلَى و يُمَدُّ، ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
- و الحامِي و المَحْمِيُّ : الأسَدُ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( القاموس المحیطالقاموس المحیط
, ج4 , ص348) 
المنطقة المَحْمِيَّة سرزمينى كه مستعمره است و تحت قيمومت كشور ديگرى است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص792) 
محمى تب گرم كرده شده و نگاه داشته شده 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ کنز اللغاتفرهنگ کنز اللغات
, ج2 , ص1309) 
مَحْمِيّ بـ محافظت شده(بهوسيلۀ)؛ تحت قيمومت،تحت الحمايه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص143) 