الحَوَش

مصدر ثلاثی مجرد باب فعَل یفعُل
bookmark

معنای الحَوَش

الحَوَش

افراد مردم آميخته بهم از قبايل يا كشورهاى مختلف اين واژه در زبان متداول رايج است.
(
فرهنگ ابجدی
, ص348)
sourceLink

غَوْغاء،رَعاع:«لكلِّ‌ شَعْبٍ‌ حَوَشُه»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص344)
sourceLink

جمعيت،انبوه مردم،توده، اراذل.
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص147)
sourceLink

حُشت الصيد و أحشته لغتان: إِذا أتيْتَه من نواحيه لتصرفه إِلى الحبالة.
theDescriptionIsMachineCreated
(
شمس العلوم
, ج3 , ص1628)
sourceLink

حوش

بگرد جانور درآمدن از هر طرفى تا در دام آورده شود جمع كردن و راندن
(
‏فرهنگ کنز اللغات
, ص518)
sourceLink

مداخل هم ریشه الحَوَش

الحاء و الواو و الشين كلمة واحدةٌ‌.الحُوش الوَحْش.(معجم مقاییس اللغة , ج2 , ص119)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.