الإباحِيّ آنكه براى خود و ديگرى كارهاى حرام را اجازه دهد ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
آنكه پاى بند مقررات نباشد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص4) 
مَن اجاز لنفسه و لغيره فعلَ المعاصي و ترك المأمورات اي الفروض الواجبة 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص54) 
مُتحلِّل من الحِشْمة و الأَخْلاق،فيه تحرُّرٌ من اللِّياقة و الأَدَب:«كلامٌ إِباحيّ» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
الَّذي لا يسلِّم أو لا يعترف بأيّ تقييد للحريَّة الفرديَّة على الصَّعيدَيْن الاجتماعيّ و السِّياسيّ:«عَقائِد إِباحيَّة» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
الَّذي يُجيز لنفسه و للآخرين فِعْلَ المعاصي و تَرْكَ الفروض الواجبة:«كاتِب إِباحيّ» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص129) 
الإباحِيَّة عدم رعايت به قانون يا قواعد اخلاقى ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
مرادف(الفَوْضَوِيَّة)بمعناى پاىبند نبودن بمقررات است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص4) 
اِباحّى هرزه،لاابالى،كسى كه هركار حرام يا سرپيچى از واجب را بر خود مباح مىداند؛ آنارشيست،هرجومرجطلب؛خودسر، آزادانديش. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص52) 